تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حاكميت و قانون اساسى در اسلام (فارسى) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
مردم با چشم خود مىديدند كه او به طور عادى در بازارها راه مىرود ، اگر خرده‌اى در او مىديدند ايراد مىكردند . هر كس مىتوانست حتى در مجالس پر جمعيت ، او را درباره‌ى كارهايش بازخواست نموده و يا حق خود را مطالبه كند . از جمله مطالبى كه ابوبكر درابتداى خلافت خود گفت اين بود : مردم من در حالى كه بهتر از شما نيستم امير شما شدم اگر خوب كار كردم كمكم كنيد و اگر انحرافى پيدا كردم مستقيمم سازيد . راستى ، امانت و دروغ ، خيانت است ناتوانان شما ، تا حقشان را نگرفته‌ام توانا ، و توانايان شما تا حق ديگران را از آنها نگرفته‌ام ناتوانند ، هيچ يك از شما جهاد را ترك نكند ، زيرا هيچ ملتى دست از جهاد بر نداشتند جز اينكه خداوند تازيانه‌ى ذلت را بر آنها فرود آورد . تا مطيع خدا و پيامبر هستم اطاعتم كنيد و همين كه نافرمانى كردم اطاعتم لازم نيست . برخيزيد براى نماز ، خدا رحمتتان كند » . « 1 » اين روش حكومت كه ممكن نيست به نام يكى از اصطلاحات اين زمان خوانده شود همان است كه با فطرت اسلام سازگار بوده و همان هدفى است كه روزمره و به طور پىگير براى آن كوشش مىكنيم . ليكن تا يك اجتماعى به طور اساسى براى نظريات انقلابى اسلام پذيرش نداشته باشد نمىتواند با اين روش بسازد ! و روى همين جهت است كه وقتى اجتماع اسلامى انحطاط پيدا نمود سازش ميان او و اين روش حكومت غير ممكن گرديد . و اگر امروز ما بخواهيم بار ديگر به همان مطلوب گم
هامش
( 1 ) - متاسفانه در مهمترين مسئله كه خلافت بود با فرمان خداوند مخالفت كردند و جز 12 نفر كسى جرئت اظهار نظر نكرد و بدينوسيله اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله خانه نشين شدند
حاكميت و قانون اساسى در اسلام (فارسى) — صفحة 88 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي