اعضاء مجلس در نظريهها و مناقشات شركت مىنمود ، و تنها خود او مسؤول تمام كارهاى خود و دستگا حكومتش بود . در « پارلمان » او دو حزب موافق و مخالف دولت نبود ، اگر هوادار حق و حقيقت بود همه حزب دولتىاش بودند و گرمنحرف مىشد همه حزب مخالفش مىشدند .
هر يك از اعضاء پارلمان به تنهايى مردآزادى بوده به ارادهى خود موافقت يا مخالفت مىنمود . و حتى وزراء خليفه هم در « پارلمان » عقايدى اظهار مىكردند كه گاهى موافق عقيدهى خليفه نبود ليكن اينها هيچكدام اثر بدى در ارتباط مقام « رياست » با وزارت نداشت و هيچكدام را به استعفا وا نمىداشت .
و خليفه نه تنها در برابر « پارلمان » بلكه در برابر تمام ملت هم حتى دربارهى كارهاى شخصىاش مسؤول بود . « 1 »
شخصاًبا تمام ملت ارتباط مستقيم داشته و در هر روز پنج نوبت كه براى نماز به مسجد مىآمد با آنها رو به رو مىگرديد و روزهاى جمعه برايشان خطابه ايراد مىكرد .
هامش
( 1 ) - مؤلف در كتاب نظريهى سياسى اسلام مىگويد : اعضاء مجلس شورا نبايد به دستهها و « حزب » ها تقسيم شوند ! اسلام با حزبيت و دستهبندى كه هر كسى در هر حال فقط پيرو حزب خود چه حق و چه ناحق باشد سازش ندارد .
مقتضاى روح اسلام اين است كه هر كس در رأى خود ، به تمام معنى آزاد بوده فقط پيرو حقيقت - هر كجا كه باشد - بوده و به قدر دانهى جوى هم منحرف نشود اگر امروز عقيدهى يكى از افراد خود را حق و درست ديد با او همراه باشد ، و اگر فردا عقيدهى همان كس را در مسئلهى ديگرى بر خلاف حقيقت ديد با او مخالفت ورزد