و سر رشتهداران از خودتان را اطاعت كنيد » . « 1 »
هامش
( 1 ) - يا ايّها الذين آمنوا اطيعوا اللّه الرسول و اولى الامر منكم » . در كتاب « اركان قانون اساسى اسلام » در تفسير آيهى مزبور مىگويد : كارهاى دولت اسلامى را جز مسلمانانى كه مؤمن به حقانيت اساسنامهى اسلام بوده احكام و قوانينى را كه اسلام آورده معتقد باشند ، نمىتوانند متصدى گردند . و در اين باره از خود آيهى مزبور دو دليل داريم : اول آنكه از جمله « سررشته داران از خودتان » پس از جملهى « اى مؤمنين » جز اين نمىفهميم كه متصديان امور كه فرمان اطاعت و پيروى آنها را داده است بايد از مسلمانان باشند . دوم آنكه وقتى نزاعى پيدا شد دستور داده قضيه را به خدا و پيامبر برگردانند - « فردّوه الى اللّه و الرسول » - و پيداست كه تنها متصديان مسلمانانند ( نه كفار ) كه حاضرند در مسايل اختلافى دولت و ملت ، خدا و پيامبر ( ص ) را به حاكميت بپذيرند ! ( ما قبلا تذكر داديم كه « نزاع » در آيه ، منظور نزاع ميان افراد ملت است نه بين آنها و رئيس دولت ، زيرا رئيس دولتى كه قرآن به طور همه جانبه واجب الاتباع مىداند ممكن نيست مورد مخالفت قرار گيرد و براى حلش به خدا و رسول رجوع شود . ( مترجم ) و از اينها گذشته صريح رواياتى كه مورد اطمينان است نيز اين گفته را تأييد مىكند : پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرموده : « اگر بردهى بينى بريدهاى امير شما شده شما را به وسيلهى كتاب خداوند پيش برد اطاعتش نموده شنوا باشيد » و فرموده : « اطاعت كسى كه مخالفت خدا كند لازم نيست » و در حديث ديگر از عبادة بن صامت نقل شده كه « ما با پيامبر ( ص ) بيعت كرديم كه با متصديان امر « اولى الامر » جز آنجا كه كفر صريحى كه از طرف خداوند در آن باره دليل و برهانى داريم نزاع نكنيم « - بخارى و مسلم اين حديث رانقل كردهاند - و در حديث ديگر ، وقتى اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهى بر كنار كردن پيشوايان بد از او اجازه خواستند ، فرمود : « تا در ميان شما نماز به پا مىدارند نه چنين نكنيد » بعد از اين روايات ، ديگر هيچ شكى نيست كه در دولت اسلام غير مسلمان نمىتواند متصدى كار شود چنان كه عقل نمىپذيرد - و واقع كار همچنين نيست - كه مثلا در دولتى اشتراكى كسى زمام امور را به دست گيرد كه خود منكر اشتراكيت است و يا در دولت جمهورى كسى كه مخالف جمهوريت است متصدى شود