حكومتى احتياج دارد تا منكراتى كه با نصيحت و مواعظ قرآن از بين نمىرود را با زور « حكومت » ازبين ببرد .
از اينها روشن مىشود كه آن كار مهمى كه دولت اسلامى در اين كرى مسكونى متكفل آن مىباشد تنها آن نيست كه براى تحقق امنيت داخلى و دفاع از حدود شهرها و يا بالا بردن سطح زندگى اهالى كوشش نمايد ؛ كه اين همان مقصد نهائى دولتهاى معمولى دنياست . ولى فرق اسلام با آنها در اين است كه اسلام دولت را موظف مىدارد علاوه بر آنچه گذشت ، براى بالا بردن اخلاق و صفات پسنديدهاى كه اسلام مىخواهد انسانها بدان آراسته باشند فعاليت نموده ، و براى سركوبى رذايل و پليديهايى كه اسلام مىخواهد انسانها بدانهاآلوده نباشند كوشش نمايد . « 1 »
تشكيل حكومت ؟
پنجمين مسألهاى كه پس از روشن شدن مسائل گذشته پيش مىآيد اين است كه : « حكومتى كه براى تدبير چنين دولتى لازم است چگونه
هامش
( 1 ) - مؤلف در كتاب « پايههاى قانون اساسى اسلام » دربارهى آيهى شريفه : « الذين ان مكناهم . . . » مىگويد : اين آيه با صراحت كامل غرض از وجود حكومت اسلامى ، و وظائف اساسى آن را بيان مىكند ، حكومت اسلامى تنها وظيفهاش اين نيست كه مانند ساير حكومتها امنيت داخلى را تحقق بخشد و يا حدود مملكت را حفظ نمايد و يا رفاه مادى دولت را فراهم كند ، بلكه چون يك حكومت اسلامى است اولين وظيفهاش آن است كه نماز به پا داشته زكات جمع آورى كرده و نيكيهايى كه خدا و پيامبر نيك مىدانند ترويج نموده و منكراتى را كه خداو پيامبرش منكر مىدانند جلوگيرى نمايد