تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حاكميت و قانون اساسى در اسلام (فارسى) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
نامگذارى اين مجالس شورى « مجلس قانونگذارى » مردم را به اشتباه انداخته گمان مىكنند كه وظيفه‌ى اين مجالس تنها گذاردن قانون است ، و هنگامى كه كسى اين عقيده‌ى فاسد را پيدا كرد و از طرفى هم ملاحظه نمود كه در زمان صحابه‌ى پيامبر صلى الله عليه و آله زنها در مسائل قانونى صحبت مىكردند و بحث نموده و عقايد خود را اظهار مىداشتند و چه بسا خلفا خود با آنها مشورت مىنموده و به عقايد آنها احترام مىگذاردند ، دور مىبيند كه امروز زنها به استناد مبانى اسلام از عضويت نظير آن مجالس ممنوع گردند . ليكن واقع اين است كه مجلسهايى كه در زمان ما به اين نام خوانده مىشوند ، وظيفه و كار آنها تنها قانونگذارى و پيشنهاد مواد قانونى نيست . اينها جنبش سياسى دولت‌ها را راهنمايى مىكنند ، كابينه‌ها تشكيل مىدهند و از هم مىريزند براى اداره‌ى امور مملكت روش و راه تعيين مىكنند ، در كارهاى اقتصادى و مالى حكم مىدهند ، زمام امور جنگ و صلح را از دست دارند . و بنابراين ، اين مجلسها كار مجتهد و فقيه را نمىكنند بلكه به جاى قيم و سرپرست دولتها مىباشند . اينجا لازم است به قرآن برگشته ببينيم در زندگى اجتماعى چه كسى را به اين مقام مىنشاند و چه كسى را عقب مىزند ؟ اين گفتار خداوند است در سوره‌ى نساء : « مردان كارانديش زنانند به علت فضيلتى كه خداوند بعضىشان را بر بعض ديگر داده و براى آن كه از مالهاى خويش خرج كرده‌اند . پس زنانهاى شايسته فرمانبرند و به حفاظ خداوند حفظ غيب كن هستند » . « 1 »
هامش
( 1 ) - الرجال قوامون على النساء بما فضل اللّه بعضهم على بعض و بما انفقوا من اموالهم ، نساء ، آيه 34 .