تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حاكميت و قانون اساسى در اسلام (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
شوند تا حكومت ، امكاناتى براى انجام احتياجات آنها داشته باشد و ماليات چيزى جز مبلغى كه مردم براى مصالح خود به گردن مىگيرند نيست . اما آن مالياتهايى كه در كتابهاى فقهى قديم ما شديداً مذمت شده است ، از قسم مالياتهاى امروز نبوده و بين آنها فرق مهم و اساسى مىباشد . مالياتهاى آن زمان از قبيل اموالى كه مردم براى مصالح خود ملتزم شده جمع آورى مىكنند نبود ، بلكه « باج » هايى بود كه حكومتهاى سلطنتى از مردم گرفته و به دلخواه خود سلاطين به مصرف مىرساندند ، و روى اين جهت اسلام هم شديداً اين مالياتها را تحريم نمود ليكن اكنون كه واقعيت ماليات عوض شده و جور ديگرى است ، حكمش هم فرق كرده است . س - به نظر شما آيا ممكن است مسئله‌ى « خلافت » به آسانى حل شده و امت اسلام از اين تفرق 72 دسته‌اى نجات يابند ؟ ج - من فعلا نمىخواهم مسئله‌ى خلافت را در تمام جهان اسلام مورد نظر قرار دهم ، و تنها درباره‌ى تشكيل دولت اسلامى در ممكت خودمان پاكستان صحبت مىكنم . و اگر در نقاط مختلف جهان اسلام دولتهايى اسلامى روى مبانى و قواعدى كه بيان كرديم تشكيل شود چه بسا روزى بيايد كه همه متحد شوند و پيمانى « 1 » ببندند و براى تمام جهان اسلامى يك « خليفه » معين كنند : اما صحبت 72 فرقه تنها در كتابهاى
هامش
( 1 ) - اتحاديه‌ى ممالك ، يا ايالات متحده‌ى اسلامى