قرء القرآن فهو غنى و لا فقر بعده » « 1 » و « اذا التبست عليكم الفتن كقطع الليل المظلم فعليكم بالقرآن » « 2 » و « انّى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا بعدى أبدا لن يفترقا حتّى يردا على الحوض » « 3 » .
و ترديدى نيست كه اگر امت اسلامى معناى تمسّك به قرآن و اهل بيت را دريابد و عمل كند ، رستگار خواهد بود ، امّا متأسّفانه ، تمسّك به قرآن ، به صورت تبرّك و بوسيدن و در دست گرفتن و بر سر نهادن ، به عنوان واسطه براى قضاى حوائج ، در آمده و تمسّك به اهل بيت در تمسّك به نام آنها و آن هم در حدّ تبرّك و احترام و واسطه كردن نامشان براى طلب حوائج ، تغيير و تحريف يافته و شما خود مىدانيد كه در هيچ كتاب لغتى « تمسك » بدين معنا نيست . قرآن ، كه نسخهء شفابخش همه دردها و عهد خداوند با مردم است ، براى عمل فرو فرستاه شده نه براى تبرّك اوراق آن . درست است كه با رعايت شرايط ، احترام و تبرّك و واسطه كردن قرآن و اهل بيت پراهميت است ، ولى اگر « تمسّك » به عنوان شرط اساسى سعادت ، در اين
هامش
- ص 195 ، به نقل از كافى .
( 1 ) . « خواننده قرآن بىنياز است و پس از قرآن به چيزى نياز ندارد » ، معانى الاخبار ، شيخ صدوق ، ص 279 .
( 2 ) . « وقتى فتنهها همچون پارههاى شب تار شما را فرا گرفت حتما به قرآن رو آوريد » ، الكافى ، شيخ كلينى ، ج 2 ، ص 598 .
( 3 ) . « من دو چيز مهمّ در ميان شما مىگذارم كتاب خدا و عترتم ، كه تا به اين دو متمسّك هستيد هرگز گمراه نخواهيد شد و اين دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد تا در حوض ( كوثر ) بر من وارد شوند » كافى ، ج 1 ص 293 ؛ وسائل الشيعه ، ج 27 ص 33 .