تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خدا در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
خدا سرچشمه يافته ، مسجود ملائك شده است « 1 » . جسم انسان ، پس از مرگ اندك‌اندك و يك جا به خاك باز مىگردد و تمامى آن يا بيشترين در ساختار پديده‌هاى ديگر به كار مىافتد . امّا روح انسان مىتواند فنايى روحى و ارادى در پيش گيرد و در هستى برتر فانى شود ؛ فنايى كه تنها از رهگذر عمل به خواست وجود برتر و تسليم در برابر او به دست مىآيد . بر جبين اين فنا ، معنوى و ارادى بودن مىدرخشد ؛ ويژگى درخشانى كه آن را از فناى جسمى و مادى كه حلول جسمى در جسمى ديگر است ، جدا مىكند . خلاصه آنكه بر پايهء قانون تكامل ، انسان بدان هدف آفريده شده كه در وجود برتر فانى شود و وجود برتر ، همان جهان غيب و ذات أحديّت است و جهان غيب و ذات أحديّت چيزى جز فرشتگان و عالم عقول مطلق و ذات خداوند نيست . بودن چنين وجود برتر ، مطلق و اعلايى از ضروريات جهان هستى است ، چرا كه حركت موجودات ، او را تنها هدف گرفته است و همگى روانند تا به او برسند . تلاش آفريدگان و به گفتهء قرآن مجيد : « اين سبحه و تسبيح » ازآن‌روست كه به آن « غاية الغايات » و « نهاية النّهايات » دست يابند .
هامش
( 1 ) . ولى آيا اين دو بعد ، از يك وجود برخوردارند و تنها تفاوتشان در تولّد روح پس از جسم است ؟ يا اينكه از دو وجود جداگانه بهره مىبرند ، در وجود جداى درهم آميخته و ادغام شده ؟ نظريهء بازگشت دو بعد مادى و روحى انسان به يك وجود ، از آن صدر المتألهين است و نظريهء دو گانه انگاشتن جسم و روح و ادغام آنها در هم ، از سوى بيشتر محدّثان و ابن سينا در قصيدهء عينيه‌اش ، مطرح شده است . به فراخور بحث ، از بررسى تفصيلى اين مسأله پرهيز مىشود .