تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خدا در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
تكاملى ، جماد به نبات و نبات به حيوان تبديل مىشود و اين صيرورت ، صيرورتى مادى است ولى در حركت تكاملى انسان ، حركتى الهى شروع مىشود و به اوج مىرسد همچون هواپيمايى كه روى زمين راه مىرود و يكباره اوج مىگيرد . حركت تكاملى انسان با شعور و درك انسانى شروع مىشود و همين عقل و شعور انسانى مايه امتياز اوست . مراحل قبلى حركت تكاملى براى رسيدن به شعور بود و وقتى انسان به اين مرتبه رسيد ، نبايد دوباره به مراحل قبلى برگردد و به حيوانيت افول كند . اگر مغز انسان براى تأمين بهداشت ، مسكن و غذا به كار مىافتد ، فقط به جهت توانمندى بدن او براى رسيدن به مراحل عالى كمال انسانى است و به همين دليل نمى توانيم خدمات مادى را هدف بدانيم . ماديّون در پاسخ به اين سؤال مىگويند : هدف ما فقط امور مادى نيست بلكه امور ديگرى چون : ادبيات و غريزه زيبايى دوستى نيز مورد توجه هستند . مىپرسيم : درست است كه در انسان ميل به جمال هست و به گفتهء روانشناسان : زيبايى دوستى ، غريزه است ؛ ولى به طور مسلم دوستى و محبت زيبايى مطلق نه خوصص زيبايى مادّى . اگر چيزى بطور اطلاقش در غريزه بود ، لازم است كه عالىترين آن ، مرحلهء اعلاى غريزه باشد و آن ، محبت به زيبايى معنوى و جمال غيبى است كه در كمالات معنوى نهفته است و اصل آن در ذات بارى تعالى است و بايد توجه كنيم كه از اين غريزه مىتوان فهميد كه عشق به خداوند غريزى انسان است . بنابراين آنچه از غريزه زيبايى دوستى قبول داريم ، لازمه‌اش يا خودش ، غريزهء خدا دوستى است و اگر منظور از غريزى بودن ، خصوص زيبايى مادى است ، قبول
خدا در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 144 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي