نهايت حركت ما به سوى او پايان مىپذيرد .
در پى آنيم كه از انجام و غايت انسان پرده برداريم و بدانيم كه در نهايت ، اين موجود شريف به كجا مىرسد ؟ وقتى سؤال بدين صورت طرح شد ، ديگر نمىتوان گفت كه اصلا هدف يعنى چه ؟ ! در خلقت جهان كه اصلا شعور و ارادهاى در كار نبوده ! حال به بررسى نظريات انديشمندان پيرامون هدف انسان مىپردازيم .
1 - نظريّهء ماكياول و ردّ آن
هدف خلقت انسان ، استفادهء كامل و بهرهبردارى بىحدّ و حصر از نيروها و غرايز موجود در اوست . اگر كسى بىحد و حصر از غرايز خود بهره نبرد از مسير خلقت بر كنار مىماند ، مگر آنكه توانايى بهرهورى از غرايزش را نداشته باشد .
ماكياول در كتاب « شهريار » مىگويد : انسانهاى اصيل كسانىاند كه از همه اميال و خواستههاى نفسانى خويش به صورت حداكثرى و بىحدّ و حصر بهره برد . انسانهاى برتر ، استبدادگرانىاند كه در مسير ارضاى خواستههاى خويش هيچ مانعى نمىبينند .
نظرات ماكياول ، آدمكشان مستبد جهان را روحيه استبدادى بيشترى بخشيد و كتاب شهريارش رساله عمليهء آنها شد . البته مستبدان تاريخ از چنين نظريات و نظريهپردازان بىنيازند ، ولى هر انسانى به حكم وجدان و نفس لواّمه كه ملامتگر كارهاى ناپسند و سرزنشگر تجاوز به حقوق