تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خدا در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
راهى روانيم كه ميان ما و او هيچ حجاب و واسطه‌اى حائل نباشد و تنها بر آن راه مستقيم كه نزديك‌ترين راههاست ، برهان صديقين اطلاق مىشود . ولى اندك نيك بنگريد و پردهء شهرت و عظمت گويندگان سخن ياد شده را كنار بزنيد تا بهتر بر حقيقت نظر كنيد . ما بر بزرگى كسانى كه چنين گفته‌اند ، معتقديم و به همه آنها به ديدهء احترام مىنگريم ولى بىترديد حقيقت بزرگ‌تر و محترم‌تر است .

راه دل ، راه برهان صديقين

به نظر مىرسد كه محتوا و مفهوم آنچه از دعاى عرفه آمد با نظريه ياد شده نامنطبق است ، چرا كه امام حسين عليه السّلام در دعاى خويش ، راه دل را دريچه‌اى گشوده به سوى خدا مىداند و از اين راه سخن به ميان آورد و برهان ، فكر و انديشه را به كنار مىنهد و مىگويد كه خدايا ! اگر بخواهم در فكر فرو روم و در انديشهء علّت و معلول غوطه خورم و در آثار تو نيك و دقيق بنگرم تا از رهگذر اين همه فكر و انديشه و نگرش به تو رسم ، راه درازى پيموده‌ام . اين راه دراز است ! خدايا مرا با خدمتى و انجام وظيفه‌اى به سوى خويش بكشان كه اگر پرتوى از تو بر دل نشيند از هر راهى كه به فكر و انديشه انجامد ، بهتر و گوياتر است و اگر هم راه فكرى طى شود و به عمل نشيند ، بازهم راهى دراز پشت سر نهاده‌ام و همچون سفيهان به « اكل از قفا ؛ لقمه را از پشت سر در دهان گذاشتن » تن داده‌ام . از همين روى ، راه فكرى به پرورش ابن سيناها مىانجامد و راه قلبى و