تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خدا در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
حضرت على عليه السّلام در دعاى صباح « يا من دلّ على ذاته بذاته « 1 » ؛ اى خدايى كه با ذات خويش بر ذات خود دلالت كرده‌اى » برخى از اين وجوه را دربر مىگيرد و شهادت خدا بر وحدانيتش نيز همين‌طور . « 2 » بنابر آنچه گفتيم ، برهان صديقين به عنوان راهى مستقيم و بىواسطه از راه فكر برنمىآيد بلكه چنين راهى را بايد در دل آدمى جست .

بهترين تقرير از برهان صدّيقين

اگر بخواهيم از ميان راههاى فكرى ، برهان صدّيقين را برگزينيم ، تقرير ابن سينا از اين برهان بهترين است ؛ زيرا اولا : اين تقرير ، كاملا برهانى است و ثانيا : از وجود مطلق ، يعنى فرد مبهم ، بهره برده است ؛ موجود مطلقى كه يكى از طرفين آن واجب الوجود است . براساس اين تقرير درمىيابيم كه اجمالا در جهان « موجودى » هست ؛ يعنى يك وجود خاص خارجى . چنين موجود خارجى را بايد با واجب دانست و يا ممكن . چنانچه آن موجود خارجى را « واجب الوجود » بدانيم ، مطلوب ما به اثبات مىرسد و اگر آن وجود خارجى « ممكن الوجود » دانسته شود ، چون بىترديد از هستى برخوردار است و اين هستى را از خود ندارد ، پس بايد سرانجام به موجودى واجب انجامد كه او را منبع و سرچشمه باشد . در اين برهان ، هرچند از وساطت وصف « امكان » كه صفت مخلوقات
هامش
( 1 ) . ر . ك : مفاتيح الجنان ، محدّث قمى ، دعاى صباح . ( 2 ) . « شهد اللّه انّه لا إله الّا هو . . . » ، سوره آل عمران ، آيه 18 .