سزاوار است مىخوانند نزديك بود از تأثير گذارى آيات الزّمر از پاى در آيد ، نه تنها به سبب نفوذ بلاغت و نيرو صاعقه آساى پى در پى آن بلكه همچنين به سبب بيان جدّى بودن حساب و دامنهء دقّت آن كه كار را بر بشر چنان سخت مىگيرد كه هيچ كس از آن رهايى نمىيابد ، پس حتّى بندگان صالح خدا بدين اشتباه در مىافتند كه روزى را به دانش خود مربوط مىدانند و نسبت مىدهند يا مىپندارند كه كسانى سواى خدا وجود دارند كه از آنها شفاعت كنند يا دلهايشان به چيزهايى كه با پاكى نيّاتشان منافات دارد آلوده مىشود .
شايد خطر نوميدى از عدل خدا هنگامى كه اين آيات را تلاوت مىكنند از هر زمان ديگرى بيشتر باشد ، پس اين آيه كه اميد بخشترين آيه در ميان آيات رحمت است در قرآن آمد تا توازن و تعادل را به نفوس آنان بازگرداند . مگر نه اين كه دل مؤمن ميان بيم شديد و اميد شديد به سر مىبرد ؟
«
قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ
- بگو : اى بندگان من كه بر زيان خويش زياد رفتهايد . » به راستى كه اين اوج رحمت و مهربانى است كه پروردگار زياده روان و اسراف كنندگان را از آفريدگان خود بدين كلمهء « عبادى بندگان من » مىخواند كه با كلمهء ( عبد بنده ) تفاوت دارد ، چه خطاب به كلمهء « عباد » عادتا به « عباد الصالحين بندگان نيكوكار » اختصاص دارد ، امّا اين جا - همچون رحمت خدا - شامل همگان شده ، حتّى كسانى كه از حدود تجاوز كردهاند و به قوانين الهى پايبند نبودهاند ، بلكه در نافرمانيها و گناهان اسراف و زيادهروى كردهاند ، ولى خدا آنها را از در رحمت خود كه همه چيز را در برمىگيرد دور نمىراند ، بلكه آن را بر هر دو لنگهء خود مىگشايد ، و آنان را به توبه فرا مىخواند ، هم چنان كه از نوميدى و يأس منعشان مىكند .
«
لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ
- از رحمت خدا مأيوس مشويد . » / 512 گفتهاند : « القنوط » خود همان نوميد شدن از رحمت است ، و چون به كلمهء « من رحمة اللَّه - از رحمت خدا » افزوده شود براى تأكيد امر است .