«
وَ ما هُمْ بِمُعْجِزِينَ
- و نمىتوانند از ما بگريزند . » يعنى نمىتوانند خدا را از هلاك كردنشان يا حاضر آوردنشان به دوزخ مانع شوند .
[ 52 ] آنها پنداشتهاند كه علمشان سبب دستاوردهاى مادّى ايشان شده است ، پس قرآن به آنها پاسخ مىدهد كه اوّلا / 508 آن دستاوردها مانع عذاب آنان نخواهد شد ، و ثانيا روزى از جانب خداست ، و پيداست كه روزى غير از كسب و دستاورد است ، روزى آن است كه خدا آن را مىبخشد خواه با كوشش و سعى و خواه بدون آن ، و كسب و دستاورد آن چيزى است كه نياز به سعى و كوشش دارد ، پس هر دستاوردى روزى است ولى هر روزييى كسب و دستاورد نيست ، و نعمتهاى اوليّهء فطرى همان روزى خداست مانند گوش و چشم و دل و نيرو و جوانى .
اگر روزى خدا نمىبود آيا انسان قادر بر كسب و به دست آوردن چيزى مىشد ؟
اگر خدا به تو گوش و چشم و دل ندهد آيا مىتوانى به دنبال روزى خود بدوى ؟ نعمتهاى خدا كه به انسان فرصت و امكان كسب مىدهد بسيار است و اگر يكى از آن نعمتها نباشد انسان توانايى كسب ندارد ، آيا پس از اين درست است ادعا شود كه علم انسان سبب بىنيازى و توانگرى اوست ؟ هرگز . . .
«
أَ وَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
- آيا هنوز ندانستهاند كه خداست كه روزى هر كس را كه بخواهد افزون مىسازد يا تنگ روزيش مىكند ؟ و در اين خود عبرتهاست براى مردمى كه ايمان مىآورند . » اما غير مؤمنان را مىبينى كه روزى را به هر چيزى سواى خدا نسبت مىدهند ، يكى را مىبينى كه روزى خدا را به خود مربوط مىكند ، تا آن جا كه باور مىكند كه اوست كه به خود روزى مىدهد ، يا روزى خدا را به ستارگان مربوط مىداند ، بدين معنى كه اين ستارگانند كه به دو روزى مىرسانند ، ولى حاضر نيست بگويد : اين خداست كه به من روزى مىدهد ، زيرا اگر چنين بگويد بر او واجب