دست مىزند چه رسد به تمام نعمتها .
سياق آيه اشاره مىكند كه مىسزد كه انسان نپندارد كه اين نعمت براى او خوب است . . . بلكه بىيقين اين آزمون و امتحانى است ، و ممكن است استدراجى از جانب خدا باشد ( كه او را غافل بگذارد و درجه به درجه در آن غفلت بكشاندش ) ، و در روايت از امير المؤمنين عليه السلام آمده است :
/ 506 « اى آدميزاده ! چون ديدى پروردگار تو ، سبحانه نعمت را بر تو ادامه مىدهد و پياپى مىفرستد ، در حالى كه تو او را نافرمانى مىكنى ، از او بپرهيز » . « 60 » و همو - عليه السلام - گفت :
« چه بسيار كسى كه با احسان و نعمت بخشى ( خدا ) به دو درجه به درجه از پلكّان غفلت فرو رفته ، و با پردهپوشى بر گناهش فريب خورده ، و با گفتهء نيك ديگران در حق خود به آزمون گرفته شده ، و خدا كسى را بدان سان كه از طريق مهلت دادن آزمايش مىكند ، نيازموده است » . « 61 » اسلام به ما فرمان مىدهد كه از نعمتها سخت بر حذر باشيم و احتياط كنيم تا ما را نفريبد . امير المؤمنين - عليه السلام - گويد :
« اى مردم ! بايد خدا به هنگام نعمت شما را ترسان بيند ، چنان كه از كيفر هراسان . آن كه گشايشى در مالش پديد گرديد و گشايش را چون دامى پنهان نديد ، خود را از كارى بيمناك در امان پنداشت ، و آن كه تنگدست شد و تنگدستى را آزمايشى به حساب نياورد پاداشى را كه اميد آن مىرفت ، ضايع گذاشت » . « 62 » بلكه واجب است بيم انسان از توانگرى بيشتر از بيم او از فقر ، و از تندرستى بيش از بيمارى باشد . چه خداى سبحان حرج ( و سختگيرى ) را از بيمار
هامش
( 60 ) - بحار الانوار ، ج 73 ، ص 383 ( اصل اين بيان در نهج البلاغه ، حكمت 25 ، ص 364 است - م . )
( 61 ) - همان مأخذ و صفحه ، ( اصل اين بيان در نهج البلاغه حكمت 116 ، ص 381 و حكمت 260 ، ص 403 است - م . )
( 62 ) - همان مأخذ و صفحه ( اصل اين بيان در نهج البلاغه ، ترجمهء دكتر شهيدى ، حكمت 358 ، ص 424 است - م . )