تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
ارزانى داشته‌اند از جانب شخص اوست . از آن جا كه روند مطلب در آن جا در مقام نفى همتايان است حالت شريك آوردن آنها را بررسى كرده ، در حالى كه در اين جا - چنان كه پيداست - ارزش ثروت را نفى مىكند و به بررسى و درمان خودپرستى و اين پندار باطل انسان مىپردازد كه نعمتهايى را كه به دست آورده بر اثر علم خود او بوده است . اين آيه ما را به ياد سخن قارون مىاندازد «
إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ * وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ * قالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي
- آن گاه كه قومش به او گفتند : سرمست مباش ، زيرا خدا سرمستان را دوست ندارد * در آنچه خدايت ارزانى داشته ، سراى آخرت را به جوى و بهرهء خويش را از دنيا فراموش مكن . و هم چنان كه خدا به تو نيكى كرده نيكى كن و در زمين از پى فساد مرو كه خدا فساد كنندگان را دوست ندارد * گفت : آنچه به من داده شده ، در خور دانش من بوده است » . « 59 » «
بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
- اين آزمايشى باشد ولى بيشترشان نمىدانند . » چرا پروردگار ما نخست مىگويد « نعمة » كه صيغهء مؤنث است كه ضمير مذكر را به كار برده سپس به صيغهء مؤنث باز مىگردد ؟ شايد پاسخ اين باشد كه اصل در سياق عبارت به كار بردن صيغهء مؤنث است و از آن جا در گفتهء خود : « أوتيته » از آن منصرف شده تا بيان كند كه چون خدا چيزى از « نعمة » را به آدمى ارزانى دارد انسان تصوّر مىكند كه بر تمام نعمت دست يافته است در حالى كه خدا جز چيزى كوچك و ساده از آن را به دو ارزانى نداشته ( و شىء چيز مذكّر است ) و آن گاه او به همين مقدار اندك به سركشى و طغيان
هامش
( 59 ) - القصص / 76 - 78 .