زيرا هيچ پناهگاهى از عذاب جز درگاه او وجود ندارد ، چنان كه پروردگار ما گويد : «
فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ
- به درگاه خدا گريزيد » « 52 » و همهء ما از گناهان خود مىترسيم ولى آمرزندهاى براى بديهايى كه مرتكب شدهايم جز خدا نمىيابيم .
از عادت بشر است كه چون گناهى مرتكب مىشود مىكوشد توجيه و بهانهاى براى آن بياورد ، يا براى خود شفيع و واسطهاى بتراشد و اختراع كند و بپندارد كه او وى را از گناهش رهايى خواهد داد ، و خدا مىگويد : نه ، چرا اين جا و آن جا مىروى و به اين در و آن در مىزنى ؟ به سوى من بيا ، حتى اگر گناهكار بودهاى بيا ، زيرا من هستم كه تو را از گناهت مىرهانم ، نه آن شفيعان برساخته ، و نه آن بهانهها و توجيهات .
«
لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
- از آن اوست فرمانروايى آسمانها و زمين ، سپس همه به نزد او بازگردانده مىشويد . » پس حقّا شفيع همان خداست و بس ، زيرا اوست كه در آسمانها و زمين سلطان است و چيرگى مطلق دارد ، و اوست كه كارهاى آن روز را تدبير مىكند و سرنوشت همه به سوى اوست كه حساب دقيق و پاداش كافى و وافى را در دست دارد .
[ 45 ] «
وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ
- چون خدا را به يكتايى ياد كنند ، دلهاى آن كسان كه به قيامت ايمان نياوردهاند نفرت گيرد ، » زيرا آنها به آخرت ايمان نياوردهاند ، و مىكوشند از مسئوليّتها و بازخواستها بگريزند ، و مىدانند كه اگر آخرت امرى واقعى باشد آنها سنگينى و رنج بار امانت را بر عهده خواهند داشت . از اين رو است كه مىبينى نفرت مىكنند و مشمئز مىشوند ، پس جنگشان با انديشهء آخرت به سبب انگيزهء روانى است . آنها قيامت را دوست ندارند براى آن كه مسئوليّت و بازخواست را دوست نمىدارند ، و مثال آن اين
هامش
( 52 ) - الذّاريات / 50 .