كه : اگر به جنايتكار بگويند : پليس آمد ، دلش متنفّر مىشود ، چرا ؟ زيرا پليس او را به دادگاه خواهد كشاند ، و پس از آن مجازات عادلانه در كار است . امّا مرد ستمديده در حالى كه در دست ستمكار گرفتار است چون بشنود كه « پليس آمد » مىبينى پروردگارش را شكر مىكند ، چرا ؟ براى اين كه به زودى از دست ستمگر رهايى مىيابد . . . همچنيناند مؤمنان مشتاق آخرت ، / 501 زيرا مىدانند كه آن جا پاداشى مناسب براى نكوكاريهايشان وجود دارد ، در حالى كه كافران دلشان مىرمد و نفرت مىكند ، بدانگاه كه خدا به يكتايى ياد شود ، چون آنها در جستجوى خدايى ديگرند كه آنان را از پروردگار آسمانها و زمين برهاند ، و از گناهان و تبهكاريهايشان رها سازد .
«
وَ إِذا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ
- و چون نام ديگرى جز او برده شود شادمان شوند . » و چون از پدران ، و ارزشهاى فاسد ، و شفيعان پندارى سخن گويند ، از لحاظ روانى آسوده مىشوند .
تطبيق اين آيه را در هر انسانى ، بويژه در جهان عقب مانده مىيابى ، چه ما افراد بشر دوست نداريم به سخن كسى كه دربارهء مسئوليتهايمان با ما سخن مىگويد گوش فرا دهيم ، امّا اگر دربارهء توجيه وضع فاسدمان سخن گويند و مسئوليت را بر گردن دولتها يا خطها و گرايشها ، يا قضا و قدر بگذارند ، با آسودگى خيال گوش مىدهيم ، و سبب آن است كه چنان سخنى مسئوليّت و بازخواستى را بر ما نمىنهد .
[ 46 ] مؤمن در رويارويى با اين كجروى بزرگ و گمراهى دراز دامن بر خدا توكّل مىكند و به ناله و زارى به درگاه او دعا مىكند كه دلش را استوار دارد تا از نفرت آنها از ياد خدا تأثير نپذيرد ، و در همان حال با افزون كردن ذكر پروردگار خود با آنها مىستيزد و مبارزه مىكند .
«
قُلِ اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ عالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ
- بگو : بار خدايا ، تويى آفرينندهء آسمانها و زمين ، داناى نهان و آشكار . »