چون چيزى بشكافد گويند « انفطر شكافت » ، و خدا با آفرينش ، نيستى را از هم شكافت و ناگهان آسمانها و زمين را از درون آن به هستى آورد .
از معانى « انفطار » اين است كه آسمانها و زمين نبودند ، پس يكباره به وجود آمدند ، و خدا آنها را بدون الگويى كه از آن تقليد كند ابداع و نوآفرينى كرد ، و از معانى ديگر آن اين كه آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند و او به قدرت خود آنها را از هم گشود .
«
أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ
- تو ميان بندگانت داورى خواهى كرد . » / 502 همانا ژرفسازى احساس مراقبت خدا در نفس انسان ، و اين كه او در ميان بندگان خود داورى مىكند ، آدمى را بر آن مىدارد كه از او نافرمانى نكند ، زيرا براى انسان امكان ندارد كه مطلبى را روز قيامت از او پوشيده دارد يا دروغ بگويد .
پس وقتى او در ميان بندگان خود داورى مىكند ، ديگر نقش شريكان برساخته كدام است ؟ كه كافران آنها را شفيع مىشمارند ، و براى گريز از مسئوليّت به آنها متوسّل مىشوند ؟ ! با علم به اين كه در آن هنگام دادگاه خدا در ميان مردم به حق حكم مىراند و داورى مىكند .
«
فِي ما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
- در هر چه در آن اختلاف مىكردهاند . » پس در آن جا سخن قاطع و حكم نهايى است كه در آن شكّى وجود ندارد و تقلّب و تلبيسى نيست ، و گمراهيهاى هوى و توجيهات شهوتها بر آن احاطه ندارد ، و انسان هر چه دربارهء آن روز و ميزان حقى كه در آن برپا داشته مىشود بينديشد به همان اندازه از خود محورى دور مىگردد و ضدّ سختى دل و فروبستگى آن بدون فهم حقايق ، سنگر مىگيرد و مصون و محفوظ مىشود .
[ 47 ] كسى كه به خدا كفر ورزد و بر خود يا مردم ستم راند هلاك مىشود و داراييهاى او هيچ سودى به دو نمىرساند .
«
وَ لَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ مِنْ سُوءِ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ
- اگر هر چه در روى زمين است و همانند آن ، از آن