تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
«
فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ
- جانهايى را كه حكم مرگ بر آنها رانده شده نگه مىدارد ، » و نمىگذارد به كالبد برگردد ، و شايد اين آيه اشاره بدان مىكند كه نفس مشتاق كالبد است و مىخواهد بدان برگردد ، ولى خدا آن را سخت نگه مىدارد . «
وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى
- و ديگرى را تا زمانى كه معيّن است باز مىفرستد ، » امّا نفسى را كه نمرده بلكه خوابيده است ، خداى تعالى مىگيرد و سپس براى مدّتى معيّن كه همان رسيدن اجلش باشد به صاحب خود باز مىگردد . و چون اجل برسد آن را سلب مىكند بدون آن كه تا رستاخيز بازگشتى داشته باشد . پس اين روح كدام است ؟ آيا تمام روح است ؟ يا پرتوى از آن ؟ يا چيزى ديگر ؟ در واقع مسائل روح هنوز هم چنان از فهمهاى ما به دور است . و اين آيه به روشنى به مرگ و طبيعت آن اشاره مىكند ، ما نمرده‌ايم و كسى هم كه مرده است نزد ما بازنگشته است تا ما را از واقعيّت اين امر خبر دهد ، ولى ما مىخوابيم و وقتى پروردگار به ما خبر مىدهد كه مرگ مثل خواب است مىتوانيم از خلال آن به طور نسبى مرگ را بشناسيم . لقمان از اين انديشه حكمتى را استنباط مىكند و وقتى دربارهء مرگ به پسرش اندرز مىدهد به او مىگويد : « اى پسر من ، اگر دربارهء مرگ شكّى دارى ، خواب را از خود بازدار ، و هرگز نمىتوانى چنين كنى ، / 498 و اگر دربارهء رستاخيز شك دارى بيدار شدن را از خود بازدار ، و هرگز نمىتوانى چنين كنى ، پس اگر در اين امر بينديشى خواهى دانست كه نفس تو در دست ديگرى است ، و همانا خوابيدن به منزلهء مردن است و بيدار شدن به منزلهء رستاخيز پس از مرگ » . « 50 »
هامش
( 50 ) - بحار الانوار ، ج 13 ، ص 417 .