و كلمهء « ما هر چه » معنى اطلاق مىدهد ، پس چيزى را از خدا آرزو نمىكنند مگر آن كه به ايشان عطا مىكند . ( يعنى هر چه را از خدا آرزو كنند به ايشان عطا مىكند ) .
نيز گفتهاند : آنچه را نزد پروردگارشان هست مىخواهند ، پس خدا در بهشت نعمتهايى را كه مىخواهند براى ايشان آماده كرده است ، و در اين دو معنى تعارضى نيست .
«
ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ
- اين است پاداش نيكوكاران . » پس از مرحلهء پرهيزگارى نيكوكارى مىآيد ، و نيكوكارى يا احسان همان عطا و بخشش است ، و از خود مىپرسيم : آيا ممكن است انسان بدون آن كه از صدف خودخواهى بيرون آيد چيزى عطا كند ؟
هرگز . . . پس كسى كه در محدوده نفس و شهوتهاى خود به سر مىبرد نمىتواند عطا و بخشش كند ، زيرا كسى دست به بخشش مىزند كه پيش از انديشه به نيازمنديهاى شخص خود به نيازمنديهاى ديگران بينديشد ، پس بنا بر اين احسان و نيكوكارى والاترين مراحل تكامل بشرى است ، انسان مىتواند متّقى و پرهيزگار باشد ولى عطا نكند مگر به حساب و محسن و نيكوكار به خلف يقين دارد و بذل و بخشش را آسان مىشمارد و انجام مىدهد .
پيداست كه ايمان و تقوا به احسان و نيكوكارى تكميل مىشود ، و احسان بالاترين مراحل در قلّه پيمايى ايمانى است .
/ 487 [ 35 ] پرهيزگاران هم چنان از بديهاى خود كه اگر مىماند بخشى از خوبيهايشان را مىخورد و از ميان مىبرد هراسان و نگران مىمانند ، امّا خدا آن گاه كه وعدهء آمرزش آن بديها را مىدهد ، به ايشان اطمينان مىبخشد :
«
لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا
- تا خدا بدترين اعمالى را كه مرتكب شدهاند از آنان بزدايد . » اگر خطّ سير كلّى انسان در زندگى درست باشد ، لغزشهاى او را بر او مىبخشايند ، هم چنان كه اگر استراتژى فرماندهى درست باشد اشتباهات تاكتيكى