چيزى بدون عمل كردن به مضمون اين ايمان كافى نيست ، و صدّيق كسى است كه در اوقات دشوار ، هنگامى كه سلطهها به دو اجازه نمىدهند و مردم تأييدش نمىكنند ايمان بياورد .
در تفسير مجمع البيان آمده است : گفتهاند « جاء بالصّدق - آن كس كه راست را آورد » محمد ( ص ) است و « صدّق به - او را تصديق كرد » علىّ بن ابى طالب ، و اين معنى از امامان هدايت ، از خاندان محمّد - عليهم السّلام - روايت شده است . « 43 » صدّيق راستگو و تصديق كننده به وسيله صدق و راستى خود از عذاب خدا مىپرهيزد :
«
أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ
- آنان همان پرهيزگارانند . » قرآن عادتا ميانه انديشه و كردار را با پيوند تقوى مىپيوندد ، و تقوى و پرهيزگارى حقيقتى است كه تمام حقايق در پيرامون آن مىگردد ، و اين چيزى است كه آيهء «
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
- خدا از پرهيزگاران مىپذيرد » « 44 » بدان اشاره مىكند .
/ 486 [ 34 ] و در بهشت :
«
لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ
- براى ايشان هر چه بخواهند در نزد پروردگارشان مهيّاست ، » زيرا ايشان آنچه در دنيا مىخواستند ترك كردند ، اميالشان آنان را به سرسپردگى به طاغوت فرا مىخواند ، و گرايش به جامعهء فاسد ، و رفتن در پى شهوت شكم و فرج . . . و بدين سبب خدا آنچه بخواهند به ايشان مىدهد ، يا براى آن كه آنان هر چه نيازمند از ايشان مىخواست به دو مىدادند و در عوض خدا هم هر چه آنان بخواهند به ايشان مىدهد .
هامش
( 43 ) - همان مأخذ ، ص 489 .
( 44 ) - المائدة / 27 .