مؤمن بودن انسان بدين معنى نيست كه حتما در معرض وسوسهها و فشارهاى شيطان قرار نمىگيرد ، حتى پيامبران با فشارها و كوششهاى دائم او براى فريفتن روبرو شدهاند ، امّا ايشان به دو پاسخ مثبت نداده و اجابتش نكردهاند گرچه به ايشان گزند و سختى رسانده است . و بدين سان رهبر بشريّت بودهاند .
بعضى از مفسّران ( چون رازى در تفسير كبير خود ) گويند : به راستى ، پيامبران خدا فراتر از آنند كه شيطان ايشان را به رنج و عذاب افكند ، پس درست نيست كه ادّعا كنيم وضع ايّوب ( ع ) به جايى كشيد كه مردم به سبب مرضش او را پليد شمردند . حقيقت اين است كه اين امر در عرصهء آزمون رواست زيرا پيامبران - عليهم السلام - به عنوان رهبران بشريّت مبعوث شدند و درست نيست كه نگرش / 370 واقعى را از زندگى ايشان دور سازيم ، و آيات وارد شده در اين مورد را به غير مضمونهاى خود تأويل كنيم و افتادن يوسف را به زندان ، و توهين شنيدن موسى را انكار كنيم و آزار ديدن پيامبر خود را بدان درجه كه خود دربارهء خويش فرمود :
« هيچ پيامبرى را همچون من آزار ندادند » نفى كنيم .
با وجود آن كه اين از واقعيّت زندگى ايشان و عنوانى دامنهدار در تاريخ رسالتى آنان به اعتبار پيامبر بودنشان است .
اگر به آيات قرآن و احاديث مراجعه كنيم هر آينه مىبينيم كه تأكيد دارند بر اين كه پيامبران سزاوارتر به بلا و آزمونند ، بلكه ايشان جز از خلال بلا و امتحان بدين مقام و الا نرسيدهاند . از پيامبر ( ص ) مروى است كه از حضرتش پرسيدند :
كدام يك از مردم را بلا و آزمون دشوارتر ؟ گفت :
« پيامبران ، سپس بهترين صالحان ، سپس بهترين و بهتر مردم به ترتيب » . « 44 » آرى شيطان بر خرد و دلهاى صالحان تسلّط نمىيابد ، امّا مىتواند جنبههاى مادّى زندگى آنان را بربايد ، در صورتى كه خدا خواسته باشد ايشان را بدان وسيله
هامش
( 44 ) - بحار الانوار ، ج 12 ، ص 355 .