او كشته شد . چون اوريا كشته شد آن دو فرشته بر او در آمدند و نشستند و داود با زن اوريا كه در عدّه خود به سر مىبرد زناشويى نكرده بود ، و او در روز عبادت خود در محراب خويش بود ، پس آن دو فرشته از سقف خانه وارد شدند و برابر او نشستند ، داود از آن دو ترسيد و آن دو گفتند : «
لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ
- مترس ! ما دو مدّعى هستيم كه يكى بر ديگرى ستم كرده است . ميان ما به حق داورى كن و پاى از عدالت بيرون منه و ما را به راه راست هدايت كن » ، « 18 » داود را آن زمان نود و نه زن اعمّ از صاحب مهر تا كنيز بود ، آن گاه يكى از آن دو به داود گفت : «
إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ
- اين برادر من است . او را نود و نه ميش است و مرا يك ميش . مىگويد : آن را هم به من واگذار و در گفتگو بر من چيره شد » « 19 » يعنى بر من ستم راند و با من درشتى كرد و مرا مقهور ساخت . پس داود ، چنان كه خداى عزّ و جلّ حكايت كرده است ، گفت : «
لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ
- او كه ميش تو را از تو مىخواهد تا به ميشهاى خود بيفزايد بر تو ستم مىكند » « 20 » تا آن جا كه فرمايد : «
وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ
- به ركوع در افتاد و توبه كرد » . « 21 » ( مفسّر يا راوى ) گويد : آن گاه فرشتهاى كه ضدّ او دادرسى شده بود خنديد و گفت : اين مرد ضدّ خود حكم كرد ؛ داود گفت : در حالى كه نافرمانى كردهاى مىخندى ؟ من همّت بر آن گماشتم كه خاشاك بر دهانت ريزم . ( راوى ) گويد : آن گاه آن دو به هوا برخاستند و فرشتهاى كه ضدّ او دادرسى شده بود گفت : كاش داود مىدانست كه او از من سزاوارتر است كه خاشاك بر دهانش ريزند ؛ پس داود موضوع را دريافت و خطاى خود را به ياد آورد و چهل روز در سجده بماند و شبانه روز مىگريست و جز به هنگام نماز برنخاست ، چندان كه پيشانيش
هامش
( 18 ) - همين سورهء ص / 22 .
( 19 ) - همين سورهء ص / 23 .
( 20 ، 21 ) - همين سورهء ص ، همين آيهء 24 .