زخم شد و خون از ديدگانش روان گشت » . « 22 » بدين سان پادشاهانى را مىيابيم كه در جستجوى چنين فرهنگى نزد مدّعيان ديندارى هستند تا آن را منتشر كنند و خود را از تباهكاريهايى كه مرتكب مىشوند تبرئه سازند .
فخر رازى در تفسير كبير خود آورده است كه وى در مجلسى حاضر بود ، و يكى از شاهان بزرگ در آن مجلس حضور داشت ، و مىخواست به سببى كه اقتضا مىكرد آن گفتهء فاسد و داستان پليد را مقرّر و مسلّم به سازد ، و فخر رازى در جهت بيان فساد اين رأى و خاموش كردن آن پادشاه به پيش رفت .
/ 343 اين قول در بيشتر روايات ، به خاطر متن آن كه معارض با كرامت و پرهيزگارى انبياء است ، مردود است ، و از شيخ صدوق ، رحمه اللَّه ، به اسناد او به ابى عبد اللَّه ( ع ) آمده است كه وى به علقمه فرمود :
« به راستى كه خرسندى كامل مردم به دست نمىآيد و زبانهايشان بسته نمىشود ، آيا به داود ( ع ) نسبت ندادند كه پرندهاى را دنبال كرد تا چشمش بر زن اوريا افتاد و دلبستهء وى شد ، و شوهر وى را جلوى صندوق ( جان پناه ) قرار داد تا كشته شد ، آن گاه آن زن را به همسرى گرفت » ، « 23 » و امام امير المؤمنين ( ع ) گويد :
« هر مردى را به نزدم بياورند كه ادّعا كرده باشد داود زن اوريا را به همسرى گرفته او را دو بار به تازيانه حدّ مىزنم ، حدّى براى نبوّت و حدّى براى اسلام » . « 24 » و ما اين رأى را در تورات موجود در دست مردم مىيابيم ، و همين دليل بر آن است كه بيگمان آن كتاب تحريف شده ، و گرنه چگونه به حكمرانى ، بلكه به پيامبرى از انبياء خدا چنين تهمت پستى را توان زد ، در حالى كه او امين رسالت
هامش
( 22 ) - نور الثقلين ، ج 4 ، ص 449 .
( 23 ) - نور الثقلين ، ج 4 ، ص 446 .
( 24 ) - همان مأخذ ، نقل از المجمع .