تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
مىخورند . «
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ
- پيش از آنها هم تكذيب كردند . » پس تكذيبشان تازگى ندارد ، آن گاه فقط به طور اشاره مجموعه‌اى از اقوام را ياد مىكند : «
قَوْمُ نُوحٍ وَ عادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتادِ
- قوم نوح و عاد و فرعون داراى چهار ميخ . » اين فرعون را از آن رو ذو الاوتاد ( داراى چهار ميخ ) ناميده‌اند كه چون بر كسى خشم مىگرفت دو دست و دو پا و سر او را بر زمين با ميخ مىدوخت يا به دو تختهء متقاطع به شكل صليب يا به تنهء درخت خرما مىكوفت . و گويند سبب اين نامگذارى فزونى لشكرها و سپاهيان سيّار او بود كه چون در اردوگاههاى خود و اثناى استراحتشان در راه چادر مىزدند تعداد چادرها و ميخهاى آنها بسيار زياد مىشد . « 9 » [ 13 ] تمام اين اقوام پيامبران خود را تكذيب كردند ، و نيز : «
وَ ثَمُودُ وَ قَوْمُ لُوطٍ وَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ
- و نيز قوم ثمود و قوم لوط و مردم ايكه . » كه همان قوم شعيب ( ع ) بودند . «
أُولئِكَ الْأَحْزابُ
- از آن جماعتها بودند . » پس به همان جا كه آنان رفتند اينان نيز خواهند رفت . [ 14 ] آنها احزاب و جماعتهايى بودند كه در طبيعت زندگى ، و مكان و نيرو و ضعف با يكديگر تفاوت داشتند / 328 ولى دو چيز همهء آنها را با هم گرد مىآورد : تكذيب نسبت به حق و پيامبران ، و مجازات الهى كه بدين سبب به آنها رسيد . «
إِنْ كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقابِ
- از اينان كس نبود مگر آن كه پيامبران را تكذيب كرد ، و به عقوبت من واجب آمد . »
هامش
( 9 ) - المجمع ، ج 7 - 8 ، ص 468 .