نداد ، از اين رو به صلاح رهنمايى نشديم و راه نيافتيم ، و اگر خدا پيامبرى نزد ما مىفرستاد از ديگران زودتر و بهتر هدايت مىشديم .
«
وَ إِنْ كانُوا لَيَقُولُونَ
- اگر چه مىگفتند : » تنها گفتهاى مجرّد ، كه از لقلقهء زبان فراتر نمىرود ، «
لَوْ أَنَّ عِنْدَنا ذِكْراً مِنَ الْأَوَّلِينَ
- اگر از پيشينيان نزد ما كتابى مانده بود ، » به وسيلهء آن هدايت مىشديم ، و در زندگى بر اثر پرتو آن راه مىسپرديم .
«
لَكُنَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
- بيگمان از بندگان مخلص خدا مىبوديم . » ولى آيا براى انسان امكان دارد كه تنها به صرف آرزومنديها بدين منزلت و الا برسد ؟ هرگز . . . زيرا براى رسيدن بدان ناگزير از سعى و كوشش است ، زيرا تنها خود اوست كه آرزوها را به واقعيّت تبديل مىكند و تحقّق مىبخشد .
[ 170 ] از آن جا كه آنان در عالم آرزوهاى مجرّد به سر مىبرند ، و اين گفته را نيز براى توجيه كجرويهاى خود مىگويند ، قرآن براى آنان آمد و بر آنها فرض و واجب ساخت كه از آن پيروى كنند تا به آسمان اخلاص برسند .
/ 296 «
فَكَفَرُوا بِهِ
- پس بدان كتاب كافر شدند ، » و حقيقتشان آشكار ساخت كه سخنشان تنها آرزوهايى است غير جدّى ، و اين طبيعت تمام كسانى است كه توبه را به آينده موكول مىكنند ، و اصلاح خود را به شرطهايى تحقق ناپذير منوط مىانگارند و همواره در رؤياى آينده به سر مىبرند ، و اين موكول كردن اصلاح به آينده آنها را به قعر دوزخ مىكشاند .
«
فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
- و زودا كه خواهند فهميد . » آنها مىگويند : به زودى خواهيم كرد ، و قرآن به آنها مىگويد : بلكه به زودى خواهيد فهميد كه ضايع كردن تنها فرصت عمر هرگز به مصلحت شما نيست .
در لابلاى اين تعبير تهديد به عذابى نهفته است ، و عدم تصريح به نوع و