كند :
«
وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ
- هيچ كس از ما ( فرشتگان ) نيست مگر آن كه جايگاهى معيّن دارد ، » و « المقام » در اين جا معنى منزلت و پايگاه مىدهد ، پس فرشتگان از لحاظ منزلت بر يكديگر برترى دارند ، و بزرگترين آنان روح ( يعنى جبرييل ) است ، و نيز به معنى نقش و وظيفه است ، پس هر فرشتهاى وظيفهاى دارد كه با وظيفهء ديگران تفاوت مىكند ، چه يكى از آنان اختصاص به گرفتن جانها دارد ، و يكى گماشته بر ابرها و باران است و . . . و . . . و مقام و وظيفهء فرشتگان نزد خدا و نزد ديگر فرشتگان معلوم است و گماشته بودن آنها به امور زندگى و ادارهء آن آنها را هيچ گاه به مقام ربوبيّت و پروردگارى بالا نمىبرد ، هم چنان كه به نقشى ديگر مثلا شفاعت از اين شخص يا رفع نيازمندى آن كس ، جز به امر خدا نمىپردازند .
«
وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ
- هر آينه ما صف زدگانيم . » مانند لشكريان ، همه منتظر فرمانهاى پروردگارشان هستند تا آنها را اجرا كنند ، و به اندازهء بند انگشتى از آن عدول نمىكنند ، و شايد / 295 مهمترين چيزى كه فرشتگان براى آن صف بستهاند همان عبادت خدا باشد كه اوج و قلّهء آن تسبيح و منزّه شمردن است .
«
وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ
- و هر آينه ما تسبيح گويانيم . » خداى عزّ و جلّ را از هر چه مناسب مقام پروردگارى نيست ، از خوارى و نادانى ، و از شريكانى كه نادانان مىپندارند كه فرشتگان نيز از جملهء آن شريكانند ، تنزيه مىكنند و مبرّا مىدانند .
[ 167 - 168 - 169 ] در ميان مردم هستند كسانى با بعضى آرزومنديها از مسئوليّت مىگريزند ، و اقدام به امر واجب را به برخى شرطهايى كه بايد در آينده تحقق پذيرد موكول و مربوط مىكنند ، پس اگر به آنها بگويند : چرا نماز نمىگزاريد ؟ مىگويند اگر به حج برويم ، يا اگر بزرگ شويم چنان خواهيم كرد ، و برخى مسئوليّت را بر عهدهء خدا مىافكنند ، و مىگويند : براى آن كه خدا به ما توفيق