عبرتهاست ، قرآن در اين سوره ما را به انديشيدن در يك نكته از آن يعنى در لحظه نجات او و مؤمنان همراه و كسان او ، و از ميان رفتن تكذيب كنندگان وى فرا مىخواند . زيرا اين بخش با سياق كلّى اين آيات مناسبت پيدا مىكند .
«
إِذْ نَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ
- او و همهء كسانش را نجات داديم * مگر پير زنى كه با مردم شهر باقى ماند . » گفتهاند آن پير زن همسر او بود ، و داستان هلاكش چنين است : كه خدا به لوط و همراهانش فرمود هنگامى كه از آباديهاى ويران شدنى بيرون مىروند به پشت سر خود ننگرند ، زيرا چنان نگريستنى نشان از دلسوزى آنان بر هلاكشدگان ، و چنگ در زدن به مال و دوستدارى زادگاه به جاى خدا دارد ، اما همسر او به عقب نگريست و با آنها هلاك شد .
«
ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ
- سپس ديگران را هلاك كرديم . » بدين سان كه جبرييل ( ع ) زمين را بر آنان زير و زبر كرد و همه را به هلاكت رساند .
[ 137 - 138 ] وقتى آن اقوام با كالبدها و تمدّنهايشان سپرى شدند تنها عبرتى از آنها باقى ماند ، و نيكبخت آن كسى است كه از تجربههاى ديگران پند گيرد .
«
وَ إِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ * وَ بِاللَّيْلِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ
- و شما بر آنها مىگذريد ، بامدادان * و شامگاهان ، آيا تعقّل نمىكنيد ؟ » آيا اين مرور و گذر كردن بر باقى ماندهء آن آثار است ، يا از خلال آيات قرآن حكمت آموز ؟
/ 279 أبو الرّبيع شامى گفته است : از ابا عبد اللَّه پرسيدم ( تا آن جا كه گويد ) پس به او گفتم : دربارهء گفتهء خداى عزّ و جلّ كه «
وَ إِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ
- شما بر آنها مىگذريد ، بامدادان » ( تفسير چيست ؟ ) گفت :
« هنگامى كه قرآن مىخوانيد بر آنها در قرآن گذر مىكنيد ، آن گاه آنچه را