تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
[ 129 - 130 - 131 - 132 ] اين پاداش تكذيب كنندگان بود ، امّا پيامبرى كه رسالت خود را راست شمرد و بدان عمل كرد و آن را به مردم رسانيد ، و به خاطر آن رنج و فداكاريها را تحمّل كرد ، پاداش او بر خدا كرامت و گراميداشت اوست . «
وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ * سَلامٌ عَلى إِل‌ْياسِينَ * إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ
- و نام نيك او را در نسلهاى بعد باقى گذاشتيم * سلام بر خاندان الياس * ما نيكوكاران را اين چنين پاداش مىدهيم * او از بندگان مؤمن ما بود . » نيكوكارى الياس در رسالت او مجسّم مىشود و صورت مىگيرد كه آن را به قوم خود رسانيد ، و آن گاه كه با ردّ و تكذيب به رويارويى با آن درآمده‌اند ، خدا عمل نيكوكار را نزد خود ضايع نمىسازد ، و تأكيد قرآن در نمونه‌هايى كه از زندگى پيامبران مثل زده است به جاى صفت نبوّت و رسالت بر صفت ايمان است ، تا هيچ كس تصوّر نكند كه اگر نيكوكار شد چون پيامبران نيت ثمرهء نيكوكارى خود را نمىچيند ، پس بندگى و ايمان دو صفتند كه براى هر كس در صورتى كه بخواهد و بكوشد ممكن مىشوند . [ 133 ] قرآن مثالى ديگر بر نجات مخلصان از زندگى لوط نبى ( ع ) براى ما مىآورد ، وى از اهل بابل بود كه خدا او را در ميان قومى غير از قوم خود مبعوث كرد . «
وَ إِنَّ لُوطاً لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ
- و لوط از فرستادگان بود . » وى آمد تا وضع فاسدى را كه قومش در آن به سر مىبردند درمان و چاره كند ، فسادى كه از بارزترين مظاهر آن / 278 فساد اخلاقى بود ، و اين درمانگرى را از طريق رسالت پروردگارش انجام مىداد ، امّا آنها او را رد كردند و رسالتش را مردود شمردند ، از اين رو سرنوشت آنان مانند ديگر اقوامى شد كه پيامبران را چندان تكذيب كردند تا خدا آن اقوام را زير و زبر كرد و از ميان برداشت . [ 134 - 135 - 136 ] با آن كه زندگى لوط شامل بسيارى از درسها و