ثانيا : درگير كردن و شريك ساختن مردم در جنايت تا به جانب مصلحان نگرايند .
فرعون مردم را به گردآمدن در روز زينت فراخواند تا به گمان او چيرگى ساحران را بر موسى ( ع ) بنگرند ، و اصحاب اخدود ( كه گودالهاى پرآتش فراهم كرده بودند ) در كنار آن گودالها نشستند تا آنچه را بر سر مؤمنان ( مسيحيانى كه به آتش افكنده مىشدند ) مىآورند ، مشاهده كنند .
[ 98 ] ولى دست خدا فراتر از دستهاى آنهاست ، و ارادهء چير و فرمانرواى به بندگان مؤمنش يارى مىرساند ، از اين رو عمل كافران را خنثى كرد و نقشههاى آنها را به شكست منجر ساخت .
«
فَأَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَسْفَلِينَ
- خواستند تا بد انديشى كنند و ما آنها را زيردست گردانيديم . » آنها مىخواستند در پس محكوم كردن و از ميان بردن ابراهيم سلطه و چيرگى خود را با اثبات نيروى براندازى و درستى انديشهها و افكار خود به تمامى رسانند ، ولى خدا آنها را به نقطهاى ضدّ آرزوها و بلندى طلبيهايشان مىرساند . و هر چه بد انديشى كافران و گردنكشان شديدتر باشد شكست و خوارى آنها نيز ژرفتر است .
/ 261 [ 99 ] امّا ابراهيم ( ع ) در راه جهاد تا آن جا پيش رفت كه در راه خدا مهاجرت كرد ، شايد وى مىتوانست در آن شهر بماند ، زيرا وى با طاغوتهاى آن ديار مبارزه كرد و بر آنها پيروز شد ولى او روا نديد كه با كافران آميزش كند ، بلكه تصميم گرفت جامعهء ايمان را به دور از دار و دسته كجرو بنا كند .
«
وَ قالَ إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي سَيَهْدِينِ
- گفت من به سوى پروردگارم مىروم ، او مرا راهنمايى خواهد كرد . » يعنى مهاجر در راه خدا ، و طبيعى است كه هر كس كه مجاهدانه مهاجرت كند به زودى پروردگارش او را به حق و خير راهنمايى خواهد كرد ، و بسا كه تفسير اين آيه كريم باشد كه گويد : «
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ