و پسرش را در برابر تصميمى قاطع و دشوار قرار داد ، در حالى كه ممكن بود حضرتش ( ع ) - همچون ديگر مردم كه براى گريز از مسئوليّت بر احكام خدا پرده مىافكنند و آنها را ناديده مىانگارند - او نيز بدين دليل كه اين امر تنها رؤيايى بوده كه به خواب ديده است از آن فرمان بگريزد و شانه خالى كند ، ولى او مىدانست كه رؤيا براى پيامبران ( انبياء ) گونهاى از گونههاى وحى است و بر او واجب است كه طبق آن عمل كند .
چيزى كه هيچ شكّى در آن نيست اين است كه اسماعيل ( ع ) گراميترين و عزيزترين چيزى بود كه ابراهيم ( ع ) پس از ايمان به خدا در زندگى خود داشت ، و خدا اراده كرد كه سطح فداكارى او را در راه خود بيازمايد ، و او را سرسپرده و تسليم شده و پسرش را - عليهما السلام - همچون او يافت .
«
قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ
- گفت : اى پدر ، به هر چه مأمور شدهاى عمل كن ، كه اگر خدا بخواهد مرا از صابران خواهى يافت . » از اين آيه بر ما روشن مىشود كه پيامبران با اعجاز از امتحانهاى الهى نگذشتند ، بلكه به راستى تلخيها و دشواريهاى آن را چشيدند و تحمّل كردند ، و اين اسماعيل ( ع ) است كه نيازمندى خود را به مشيّت و خواست خدا آشكارا بيان مىكند تا از خواهشهاى نفس خويش بگذرد ، و مىگويد كه نياز به صبر و بردبارى دارد تا در برابر دشواريهاى اين امتحان پايدارى كند .
[ 103 ] «
فَلَمَّا أَسْلَما
- پس چون هر دو تسليم شدند ، » تسليم به خداى تعالى ، و پدر آن رؤيا را به حقيقت پيوست ، و پسر به پدرش پاسخ مثبت داد ، / 263 «
وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ
- و ( پدر ) او را به پيشانى افكند . » يعنى بر زمين خواباند ، و در خبر آمده است : « چون ابراهيم ( ع ) عزم بريدن