كارى كه انجام مىدهد تجانس پيدا كند با همان گروه در روز قيامت برانگيخته و به حساب كشانده مىشود ، مانند ميگساران و سخنچينان كه در قيامت با امثال خود محشور خواهند بود .
به نظر مىرسد كه ازواج « - جفتها » نظائرى هستند كه مكمّل يكديگرند ، چنان كه به دو لنگه كفش و نعلين جفت گويند ، زيرا يكديگر را تكميل مىكنند و چيزى واحد را تشكيل مىدهند ، و از اين جا در واقع كلمهء ازواج « جفتها » شامل كسانى مىشود كه بر ستم خاموشى گزيده و به اعمال ستمگران راضى شدهاند زيرا ستم به اضافهء خاموشى گزيدن در برابر آن و رضامندى نسبت بدان يكديگر را تكميل مىكنند و واقعيّت ستم و عقبماندگى و وحشت ( ترور ) را به وجود مىآورند ، و اگر اين تفسير درست باشد پس قرآن مردم را به سه گروه تقسيم كرده است :
نخست : رهبران ظلم و جور و آنچه از بتهاى بىجان نشانه و مظهر آنهاست .
دوم : پيروان رهبران ظلم ، و دنباله روان آنها كه ظلم را به مرحلهء اجرا در مىآورند ، مانند ارتش و دستگاههاى اطلاعاتى و امنيّتى و تبليغاتى و . . . و . . .
سوّم : خاموشان در برابر طاغوتها و ياران آنها كه از ديگر مردمانند . اينان همه گرد مىآيند و به امر خدا به دوزخ رانده مىشوند ، و اين وقتى است كه خدا در روز قيامت گويد :
«
احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ وَ ما كانُوا يَعْبُدُونَ * مِنْ دُونِ اللَّهِ
- آنان را كه ستم مىكردند و همپايگانشان و آنهايى را كه به جاى خداى يكتا مىپرستيدند گردآوريد . » / 212 از اين آيه - همانند بسيارى آيات ديگر - در مىيابيم و الهام مىگيريم كه بزرگترين چيزى كه در روز قيامت از مردم باز مىپرسند ولايت است ، پس مردم در مورد رهبرييى كه از آن پيروى مىكردند ، و خدايانى كه به جاى خداى يكتا مىپرستيدند ، چون طاغوت سياسى و فرهنگى و اقتصادى ، و در نتيجه نظامى اجتماعى كه بدان گردن نهاده بودند ، مسئولند و بازخواست مىشوند .
«
فَاهْدُوهُمْ إِلى صِراطِ الْجَحِيمِ
- همه را به راه جهنّم راه بنماييد . »