و زيان ديدهاند . معنى دين در اين جا خصوص جزا و پاداش است .
[ 21 ] ندا دهندهاى از جانب خدا - كه يكى از فرشتگان است - اين حقيقت را به آنها تأكيد مىكند كه امروز روز پاداش تنها نيست ، بلكه روز دادن پاداش عادلانه است كه در آن بهشتيان از دوزخيان جدا مىشوند .
«
هذا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ
- اين همان روز جداسازى ( و داورى ) است كه دروغش مىپنداشتيد . » در اين آيه اشارهاى صريح است كه تكذيب است كه آنها را به عدم تحمّل مسئوليّت ، بلكه به ظلم و جور واداشته ، و طبيعى است انسانى كه احساس نكند كه او را به سبب كارهاى بدش مجازات خواهند كرد ، به آن كارها ادامه مىدهد ، و از اين ديدگاه ايمان به آخرت همانا سنگ بنيادى و شالودهء توازن فكر و رفتار انسان است .
[ 22 - 23 ] آن گاه خدا فرمان مىدهد كه نافرمانان را با يكديگر گردآورند و به دوزخ افكنند ، و آنها سه نوعند :
1 - ستمكاران ، كه كسانى هستند كه هم به خود و هم به ديگران ستم كردهاند .
2 - خدايان دروغين كه ستمگران آنها را به جاى اللَّه به پرستش گرفتهاند ، همچون بتهاى بىجان / 211 و بتهاى متحرّك ، مانند طاغوتها ، و صاحبان مال ، و عالمان بد .
3 - زوجها ، يكى از مفسران گفته است : مقصود از كلمهء « ازواج » همان معنى ظاهر آن است كه زوجه ( همسر ) باشد ، و اين بدان معنى است كه زن نمىتواند عدم تحمّل مسئوليّت را چنين توجيه كند و بهانه آورد كه شوهرش نمىپذيرفته يا به دو اجازه نمىداده است ( كه مسئوليّت را بپذيرد ) و از اين رو وى نيز عذاب خواهد ديد و با شوهرش به دوزخ مىرود .
براى اين كلمه تفسيرى ديگر نيز آمده و آن اين است كه : مقصود از « ازواج » همان اشباه و نظائرند ، بدين معنى كه هر گروهى كه با گروهى ديگر در