تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
باشد . «
وَ نَسِيَ خَلْقَهُ
- در حالى كه آفرينش خود را از ياد برده است . » اگر آفرينش خود را از ياد نبرده بود چنين مثلى نمىزد . آيا نمىداند كه خود او بدون نمونه و مثلى كه از آن الگوبردارى شود آفريده شده ؟ ! پس چگونه قدرت خدا را بر آفرينش بعيد مىداند ؟ ! «
قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ
- گويد چه كسى اين استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند ؟ » أبىّ بن خلف جمحى در حالى كه استخوان پوسيده‌اى را همراه داشت بيامد و آن استخوان را ماليد و سپس گفت : اى محمّد چه كسى استخوانها را كه پوسيده است زنده مىكند ؟ ! خداوند محمد ( ص ) را با آيات استوار خود گويا ساخت و پيامبر با برهان پيامبرى خويش مدّعى را گيج و مبهوت ساخت و گفت : «
قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ
- بگو : كسى آنها را زنده مىكند كه در آغاز بيافريده است و او به هر آفرينشى داناست » آن گاه ابىّ بن خلف با بهت و حيرت از آن جا برفت . [ 79 ] رفع شبهه با آغاز اين مجموعهء آيات آغاز شده است ، آن جا كه خدا با نهى ( پيامبر ) از اندوه در برابر آنچه به وى مىگويند ، تمهيد مقدّمه مىكند كه خدا از آن گفته‌ها آگاه است ، سپس انسان را يادآور اصل آفرينش خود مىشود كه از نطفه است ، و اشاره بدان آغاز ساده‌اى مىكند كه انسان آن را مىبيند آن گاه ديگر بار بدان اشاره مىكند آن جا كه گويد : «
وَ نَسِيَ خَلْقَهُ
- و آفرينش خود را از ياد برده است » ، سپس گويد : / 176 «
قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ
- بگو : كسى آنها را زنده مىكند كه در آغاز بيافريده است ، » آنها را بيافريد ، آفريدنى بايسته و نوپديد ساخت ، نوپديد آوردنى شايسته بدون نمونه‌اى كه از آن تقليد شود و يا ابزارهايى به كار رود و يا دستياران و شريكانى كه ( با او ) همكارى كنند . بيگمان يادآورى اين حقيقت هر گونه شكّى