و يا موسوى مىكند . ازاينرو مىتوان پاسخ داد كه در حقيقت آنان در پى حق نبودند تا على عليه السلام را پيدا كنند ، تاريخِ زندگى آنان نشان مىدهد پيش از آنكه در پى حق باشند در پى سهميه بودند !
تنمّر در ذات خدا ! ؟
تنمّر ، از مادهء نَمِرَهْ است . طريحى در مجمع البحرين مىگويد : نَمِرَهُ ، گونهاى از درندگان است كه از شير كوچكتر و روى پوست آن نقطههاى سفيد و سياه و درنده خوتر از شير است . در خشم نمىتواند خود را نگاه دارد ، و حتى گاهى از شدت غضب خود را مىكشد . « 1 »
از توضيحى كه طريحى مىدهد كاملًا به دست مىآيد كه معناى آن جمله « خود كشى در راه خدا » است .
يعنى به قدرى علاقه و ارتباطش با خدا استوار است كه آمادهء هر گونه فداكارى و جانفشانى در راه اوست .
و پيامبر صلى الله عليه و آله اين صفتِ على عليه السلام را ، با بيانهاى مختلف بازگو فرمودهاند كه در بخش « موانع قيام » بخشى از اين روايات نقل مىشود و در يكى از آن روايات پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد : به على ناسزا نگوييد ؛ زيرا
« فإنه ممسوس في ذات » . « 2 »
علّامهء مجلسى قدس سره در تفسير لفظ « محسوس » چنين مىگويد :
يعنى در راه رضاى خدا احساس سختى و اذيت و رنج نمىكند . يا اين كه به سبب شدت حب على عليه السلام به خدا و جلب رضاى او ، گويى مجنون است . همانگونه كه در صفات مؤمن ، در حديث آمده : مردم گمان مىكنند كه آنان ديوانهاند . و احتمال دارد مجازاً مراد از محسوس ، مخلوط و مخروج باشد ؛ يعنى حب خدا با گوشت و استخوان او آميخته شده است . « 3 »
هر سه تفسير با يكديگر هماهنگ بوده و يك معنا را مىرسانند و آن عبارت از قاطعيت على عليه السلام در راه پياده كردن رضاى خدا در هر شرايطى و با هر كس است و
هامش
( 1 ) . مجمع البحرين ، ج 4 ، ص 374 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 39 ، ص 313 به نقل از حلية الاولياء .
( 3 ) . همان .