به جاى پيش گامان نهادند و عقب ماندهها را جلو انداختند ، و در اثر اين وارونه كارى ذليل خواهيد شد « گمان مىكنند كه كار خوبى انجام مىدهند » ؛ « آگاه باشيد كه آنان در حقيقت مفسدند ولى خود متوجه فساد انگيزى خود نيستند » . واى بر آنان ! « آيا آن كسى كه به حق هدايت مىكند براى پيروى شايستهتر است يا كسى كه هدايت نمىشود جز اين كه هدايتش كنند ؟ پس شما را چه شده كه اين قضاوت ( نادرست ) مىكنيد ؟ » اما سوگند به جانم ! زمان ، آبستن حوادثى است كه به زودى نتيجهء آن را خواهيد ديد ، سپس ظرفهاى خونِ تازه و سمِ كشنده را خواهيد نوشيد ، آن هنگام است كه خسرانِ باطل گرايان ، و چهرهء دروغگويان در پى آنچه پيشينيان اساس آن را نهادند ظاهر مىشود ، و شما هم براى دنياى خودتان به اين كار راضى شديد و با آرامش ، دل به اين فتنه داديد . شما را به شمشير برنده و حملهء تجاوزگرانه و ستمگرانه ، و آشوب فراگير و انحصار طلبىِ ظالمان بشارت مىدهم ، كه سهم اندكى از ماليات به شما داده ، و شما را دسته دسته درو خواهند كرد . پس در آن هنگام بر شماست پشيمانى و حسرت ! ولى ديگر فرصت ، سپرى و افقها تاريك شده است . « آيا شما را به هدايت واداريم ، در حالى كه شما از پذيرش آن ، كراهت داريد ؟ »
شرح مفردات
عائفة از مادهء عَيَفَ ، به معناى ناراحتى ، نفرت و بيزارى ، و حدس و گمان ؛ « 1 » و در اين جا به معناى ناراحتى آمده است ؛ يعنى از دنيا ناراحت و ناراضى هستم .
قالِية : بغض و خشم .
قَلاهُ يَقْلِيه قِلَى و قُلىً : إذا أبغضه ؛
او را به خشم آورد . « 2 »
لَفَظْتُهُمْ : از مادهء لفظ . خليل مىگويد :
واللفظ أنْ تَرْمِىَ بشيء كان فِي فيك ؛ « 3 »
لفظ ، يعنى بيرون انداختن چيزى كه در دهان است .
عَجَمْتُهُمْ : از مادهء
عَجَمَ الشّي : امتَنَحَه و اختبره ؛
چيزى را امتحان كردن و خبر گرفتن
هامش
( 1 ) . النهايه فى غريب الحديث و الأثر ، ج 3 ، ص 330 .
( 2 ) . همان ، ج 4 ، ص 105 .
( 3 ) . العين ، مادهء لفظ .