پاسخ اوّل
نظير چنين پرخاشى از پيغمبر اولواالعزم و معصومى ديگر هم صادر شده است .
مىتوان چنين پرخاشى را « پرخاش مقدس » ناميد . با اين توضيح كه هارون عليه السلام در زمان غيبت برادرش موسى بن عمران عليه السلام اندك تخلف و سرپيچى از اطاعت امر خدا و فرمان شريك نبوت خويش نكرده بود و وظيفهء خود را هنگام غيبت برادرش به نحو احسن انجام داده بود . اسرائيليان را از نيرنگ سامرى كاملًا بر حذر داشته بود ؛ اما چه سود ! چه اينكه سامرى كار خود را كرد و آن سبك سران به حكم سنخيت ، با اين كه معجزههاى فراوان از كليم خدا ، موسى بن عمران عليه السلام ديده بودند ، همهء نشانههاى الهى را ناديده گرفته و در زمان كوتاهى كه حضرت موسى عليه السلام غيبت داشت ، به پرستش گوسالهء ساخت سامرى شتافتند . كليم خدا پس از مراجعت ازطور هرگز فكر نمىكرد اسرائيليان با آن همه سوابق و ديدن آيات نه گانهء الهى ، به اين سرعت به عقب برگشته و رسوم جاهليت را بپذيرند .
اوضاع را كاملًا بر خلاف انتظار ديد . در چنين وقتى بود كه بر حسب نقل قرآن ، موسى عليه السلام به سختى برآشفت :
« وَ ألْقَى الأَلْوَاحَ وَ اخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ الَيْهِ » ؛ « 1 »
« وَلَقَدْ قالَ لَهُمْ هرُونُ مِنْ قَبْلُ يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِى وَأَطِيعُوا أَمْرِى * قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفِينَ حَتّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى » ؛ « 2 »
« قالَ يَابْنَ أُمَّ لاتَأْخُذْ بِلِحْيَتِى وَلابِرَأْسِى إِنِّى خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِىإِسْرائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِى » ؛ « 3 »
موسى عليه السلام الواح را انداخت [ با اين كه خلاف احترام و تعظيم كلام الهى بود ] و سر برادر خود را گرفت و به طرف خود كشيد .
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 150 .
( 2 ) . طه ( 20 ) آيات 90 - 91 .
( 3 ) . همان ، آيهء 94 .