و درخشيدن سيماى مباركش بود . وقتى كه در خانه قرار گرفت به مولا فرمود : اى فرزند ابىطالب ! آيا مانند كودكى كه در جنين است ، پرده پوشيدهاى ؟ و در خانه نشستهاى مانند كسى كه به او تهمت زده شده است ؟ شاهپرهاى بازها را درهم مىشكستى ، اما اكنون از پر و بالهاى مرغان ناتوان فروماندهاى ؟ اينك فرزند ابىقحافه ، عطيهء پدر و قوت و معيشت فرزندانم را به ظلم مىربايد . آشكارا با من دشمنى مىورزد و به سختى در سخن من مىتازد ؛ و جسورانه مجادله مىكند . كارم به جايى كشيده كه انصار دست از يارى من برداشته و مهاجرين ديگر رشتهء دوستى را گسستهاند ؛ مردمان ديگر هم چشم از يار و ياورىام پوشيدهاند . اينك نه مدافعى دارم نه ممانعت كنندهاى . بادلى آكنده از خشم بيرون شدم . و با نهايت خوارى و خفت برگشتهام . آرى ، آن روز شكست خوردى كه تندى خود را ضايع ساختى . روزگارى گرگان را شكار و پاره مىكردى ؛ اما اكنون خاك نشينى را اختيار كردهاى ؟ جواب گوينده را نمىدهى . و باطلى را از سر راه بر نمىدارى . من ديگر چاره را از دست دادهام . اى كاش ! پيش از اين خوارى و ذلت مرده بودم . ( دلم تنگ است ، به جز شما اين عقدهها را پيش چه كسى خالى كنم ؟ ) و عذر خواه من ، در اين سخنان كه با شما باز گفتم و كم حرمتى كه صادر شد ، خداى من است . چه مرا وابگذارى و يا حمايت فرمايى ، واى بر من در هر طلوع آفتاب ، تكيهگاه و محل اعتمادم مُرد ؛ بازويم سست شد ؛ به پيشگاه پدرم شكايت مىبرم و از پروردگارم دادخواهى مىكنم . بار الها ! قدرت و نيروى تو از همه بيشتر و عذاب و نكال تو از همه شديدتر است . آنگاه مولاى متقيان فرمود : هرگز بر تو سختى و ناگوارى نيست ؛ همهء ناگوارىها از آن دشمن بدخواه شماست . غم و اندوهتان را فرونشانيد ، اى دختر برگزيدهء عالميان و يادگار پيامبر آخر الزمان ! من كه در دينم هرگز سستى نورزيدم ؛ و از حد توانم دور نشدهام . اگر مقصود شما ، روزى به قدر كفاف است ، آن را خداى ضمانت فرموده و خدا ضامن استوارى است .
و آنچه كه براى شما ( در آخرت ) مهيا و آماده شده ، برتر از آن است كه از دست شما گرفتند ؛ بنابراين ، مسئله را به خدا واگذاريد . صديقهء طاهره - بأبى هى و امّى - فرمود :
حَسبَي الله
؛ و ديگر سخنى نفرمود .
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 612
مساهمون: عز الدين حسينى زنجانى
ص٦١٢