ممكن است رسول اكرم صلى الله عليه و آله بر خلاف ظاهر قرآن سخنى و يا حرفى بزند و آن را از ما اهل بيت كتمان كند ؟ آيا رأفت و رحمتش به شما بيشتر از ماست ؟ سپس مىفرمايد : شما هماكنون مرتكب دو گناه بزرگ شديد : به آن حضرت نسبت دروغ مىدهيد (
افَتَجمَعونَ الى الغدرِ اعتَلالًا عليه بالزورِ ؟
تصميم گرفتهايد به خيانت و به دروغ علت تراشى كنيد و به او نسبت دروغ دهيد ) و غصب فدك . اين دو گناه ، غائلهاى بزرگ و مانند همان توطئههايى است كه در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله انجام مىشد .
ممكن است گفته شود كه حديث مذكور - در صورت صحت ورودش - با عموم آيات ارث مخالفتى ندارد و فقط با آياتى كه ارث را در مورد انبيا ثابت مىكند مخالفت دارد ؛ زيرا در اصول بحث شده مراد از مخالفت قرآن در اخبار و احاديث اهل بيت عليهم السلام مخالفت به نحو تباين و يا عموم و خصوص من وجهه است ؛ اما مخالفت به نحو عموم و خصوص مطلق و يا اطلاق و تقييد را ، عرفاً مخالفت نمىگويند ؛ زيرا با تأمل ، زايل مىشود . يعنى نوعاً خاص و مقيد قرينه است بر عام و مطلق حديث مذكور با آيات ارث نسبت عموم و خصوص مطلق دارد و با قرآن مخالفتى ندارد . « 1 »
جواب : در اصول بحث شده كه عام دو گونه است : در پارهاى از عامها قرينهء خارجى دلالت دارد كه عموم ، مراد جدى است و به هيچ وجه تخصيص بردار نيست . به عبارت ديگر عام از تخصيص ابا دارد ؛ يعنى لسان عام طورى است كه تخصيص بردار نيست .
در چنين صورتى برگشت مخالفت ، به مخالفت تباينى است ؛ چه اين كه وقتى خاص را قرينه و حاكم بر عام مىكنند كه عام در عموم ظاهر باشد ؛ ولى وقتى قرينهء قطعى قائم شد كه عامِ بدون خاص ، مراد واقعى و جدى مولاست ، خاص با عام تنافى داشته و قرينهء ظهور عام در عموم ، مبدل به نص مىشود .
در پارهاى از عامها ظهور عام متكى بر قرينهء خارجى نبوده و فقط ظهور عام هست .
در اين صورت ، چون ظهور خاص اقواست بر ظهور عام مقدم خواهد بود و تخصيص
هامش
( 1 ) . عامه در كتابهاى اصولى خود در باب تخصيص ظاهر كتاب به خبر واحد ، اين حديث منقول از خليفه را به عنوان شاهد مىآورند .