و با احكام آن مخالفت نمىنمود ؛ بلكه پيوسته پيرو قرآن بود و از آنچه سورههايش مشتمل بر آن بود تبعيت مىكرد . آيا حال تصميم بر مكر و نيرنگ داريد ؛ و با دروغ بستن به او عذر مىآوريد ؟ اين حيلهء شما شبيه توطئههايى است كه به هنگام زنده بودن پيامبر براى از بين بردن او انجام مىشد . اينك اين كتاب خدا داور و گويندهء حق است ؛ چنين مىگويد : [ و فرزندى كه ] از من و از فرزندان يعقوب ارث مىبرد . نيز مىگويد : و سليمان از داود ارث برد . خداى - بزرگ و قادر - در تقسيم سهم هر يك از ورثه ، نصيب آنان را چه مرد و چه زن روشن فرمود : به طورى كه ديگر جايى براى بهانهء باطلگرايان ، و گمان و شبهه براى آيندگان باقى نماند . چنين نيست كه عمل مىكنيد ؛ بلكه هواهاى نفسانى و تسويلات شيطانى است ؛ در اين هنگام جز صبر جميل نيست ؛ از خدا در مقابل آنچه وصف مىكنيد ( عمل مىكنيد ) مدد مىجويم . ابوبكر درجواب چنين گفت : خدا و رسولش راست گفتند . شما نيز ، اى دخت پيامبر صلى الله عليه و آله راست گفتى . شما معدن حكمت و مركز هدايت و رحمت ، و ركن دين و سرچشمهء حجت هستيد . درستى فرمايش شما را بعيد نمىدانم ، و خطابهء شما را انكار نمىكنم ؛ ولى اين مسلمانان بين من و شما داورند . آنان اين خلافت را بر گردن من انداختند . آنچه گرفتهام به اتفاق و تصميم آنان گرفتهام ، بدون هيچ زور و استبداد و خودپرستى . و آنان به اين امر گواه هستند .
توضيح مفردات
صادفاً : از « صدف » ، اعراض كننده .
يقفو : از « قفو » ، پيروىكردن ، خداوند مىفرمايد : « وَلاتَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ » ؛ « 1 » از آنچه كه علم ندارى پيروى مكن .
سُورَ : جمع « سوره » ، هر جاى مرتفع . « سور مدينه » از همين لفظ است ، به سورهء قرآن ، « سوره » گفته مىشود چون ابتداى سورهء قرآن به منزلهء جايگاه مرتفعى است كه از سورهء قبلى مشخص مىشود .
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 36 .