افتجمعون : آيا تصميم گرفتهايد ؟
غدر : خيانت ، ضدِ وفا .
اعتلال : بهانه جويى و علت تراشيدن .
زور : دروغ .
بُغِيَ : طلب مىشده .
غوائل : جمع « غائله » ، فساد و شر و تبه كارى .
حَكَم : قاضى ، داور .
ناطقاً فصلًا : گويندهء قاطع در مباحثه و مخاصمه .
وَزَّع : از « توزيع » ، تقسيم كرد .
اقساط : جمع « قِسط » ، حصه و نصيب .
فرائض : جمع « فريضه » ، سهم ميراثى كه در قرآن كريم معين شده مانند نصف و سُدْس و ثُمْن ، در مقابل ميراثى كه مطلق ارث باشد .
ازاح : از « ازاحة » ، بر طرف ساختن ، دوركردن .
تَظَنّي : گمان بردن .
غابرين : جمع « غابر » ، گذشته و باقى مانده و آيندگان . در اين جا به معناى آيندگان است .
كلّا : چنين نيست .
سوّلت : از « تسويل » ، به معناى زيبا ساختن چيزى كه زيبا نيست ، و جلوه دادن و سپس آن عمل و گفته را انجام دادن .
لا ابعد : دور نمىدانم ، بعيد نمىدانم .
قلّدوني : از « تقليد » ، به گردن آويختن .
غير مكابر : غير معاند ، يعنى تصرف فدك از راه عناد نبود .
مستأثر : ترجيح دهندهء خود بر ديگران ، تك روى .
شرح : صديقهء طاهره عليها السلام پس از آوردن دليل از قرآن كريم ، تعجب مىكند كه چگونه
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 593
مساهمون: عز الدين حسينى زنجانى
ص٥٩٣