مىراند و با مقصود خود خلوت مىكند . يعنى به عوض مقصدهاى عالى كه امت اسلامى به حكم قرآن مأمور اجراى آن در زمين بود ، رفاه و تن آسايى را براى خود ، قبله و مقصود قرار داديد . در نتيجه كسى را انتخاب خواهيد كرد كه آن راتأمين نمايد . هنوز كار تمام نشده دست از يارى پيامبر كه در وجود تداومىاش ، يعنى مولاى متقيان - صلوات اللّه عليه - است دست برداشتيد ؛ اما آن هم تأمين نشد . تاريخ گواه صادقى است بر گفتههاى صديقهء طاهره كه چه جنگهاى خونينى بر سر خلافت بر پا شد و چه فتنههايى مثل فتنهء عبداللّه بن زبير و غير آن ايجاد شد ! .
رهايى از تنگناى معيشت و گشايش آن
متن : و نَجَوتُم من الضّيقِ بالسَعِة ؛ شما با سهل انگارى و كوتاهى در مورد دستورات اسلام ، از تنگناى معيشت به گشايش نجات يافتيد .
شرح : از مجموع معرفىهايى كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله از مولاى متقيان عليه السلام مىفرمود و نيز از آثار و گفتارش كاملًا آشكار بود ، اگر چنانچه اختيار ولايت و حكومت الهى به دست آن بزرگوار بيفتد ، تمام برنامههاى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله عملى خواهد شد و جز قسط و عدل چيز ديگرى نخواهد بود . اما انصار به خيال خام خودشان و با انتخاب عجولانه ، خواستند از عمل به قرآن و قانونهاى آسمانى حيات بخش رهايى يابند ؛ ولى طولى نكشيد كه گرفتار حكومت عثمان و بنىاميه شدند كه اميرالمؤمنين عليه السلام در زمان حكومتش فرمود :
و لكنّني آسى أَنْ يَلي أَمر هذه الأُمةِ سُفَهاؤُها وفُجّارها فَيتّخذون مالَ اللّه دولًا ، و عبادَه خولًا ؛ « 1 »
ولى چيزى كه مرا محزون و غمگين مىسازد اين است كه سرپرستى اين امت به دست سفيهان و تبهكاران بيفتد و مال خدا را در دست بگردانند و بندگان خدا را به بندگى بكشند .
اين نكته كه اگر حكومت به دست مولاى متقيان باشد جز عدل و قسط نخواهد بود ، از توصيف و تمجيدهايى كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله نسبت به مولاى متقيان عليه السلام در برابر شكايتهايى
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، نامهء 62 .