« خفض » به معناى تن آسايى است . يعنى مىبينم كه شما به شدت تمايل به تن آسايى پيدا كردهايد . نكتهء لطيف تعبير در اين است كه جملهء
و أَبعدْتم مَن هو أحقّ
، را با « واو » به جمله
أَخلَدتم
عطف فرمود « فاء » شايد اشاره باشد به نكتهاى كه فلاسفه از جمله صدرالمتألهين در فرق ميان غايت و حركت بيان كردهاند . در فرق ميان غايت و حركت گفتهاند كه در غايت ، شعور و توجه هست ، ولى در حركت ، لازم نيست توجه و التفات باشد . اگر جملهء و أبعدتم با « فاء » گفته مىشد ، آنگاه به معناى نتيجه و غايت مىشد كه التفات و توجه را لازم دارد . بر خلاف انتهاى حركت كه شعور و توجه را لازم ندارد .
شريكة القرآن با عطف به « واو » مىخواهد بفرمايد : شما انصار نه اين است كه با گرايش به تن آسايى قصد داشتيد كسى را كه سزاوارتر به خلافت بود پس بزنيد ؛ ولى نتيجه و نهايت و طبيعت تن آسايى در شما آن شد كه بدون توجه ، به طرف باطل و حكومت ظالمانه كشيده بشويد و در ضمير ناخودآگاهتان خواهان دنيا و عيش و نوش آن بوديد . لاجرم به سويى كشيده شديد كه به جهت تأمين تن آسايى با تضييع حقوق ملت روبهرو شديد .
صديقهء طاهره همچون قرآن در اين جمله ، در مورد علت پرستش گوساله به وسيلهء بنىاسرائيل مىفرمايد :
« وَأُشْرِبُوا فِى قُلُوبِهِمُ العِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَما يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ » ؛ « 1 »
به جهت كفرشان محبت گوساله در جانهايشان آبيارى شده بود . بگو : ايمان شما به بد چيزى امر مىكند ؛ اگر واقعاً ايمان داشته باشيد .
چون بين اشيا سنخيت است ، و تشابه ، علت انضمام است ، تن آسايى با تضييع حقوق ملت تشابه دارد ؛ چنانچه كفر با گوساله پرستى تشابه دارد .
متن : خَلَوتم بِالدَعة ؛ شما را هدفى جز تن آسايى نبود .
شرح : كسى كه با شخصى خلوت نمود ، معنايش اين است كه غير او را از محضرش
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 93 .