پيامبران متعين شده است : « وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ » « 1 » ؛ هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر اين كه به اذن خدا اطاعت شود . هر كس در برابر آنان قد علم نمود ، خود از بزرگترين طاغوتهاست و يكى از اركان توحيد نفى طاغوت است و تا آن نفى صورت نگيرد ، توحيد ، عملى نشده ونفى توحيد نيز شرك است . پس كسى كه در برابر حكومت حق و الهىِ مولاى متقيان عليه السلام قد برافراشت ، از بدترين اقسام طاغوت و تسليم در برابر او ، به حكم قرآن - با تحقيقى كه كرديم - شرك خواهد بود ؛ هر چند به ظاهر كلمهء توحيد را بر زبان جارى سازد . بنابراين نبايد شك داشت هر كس مانند انصار كه با شنيدن آن همه نصوص از رسول اكرم صلى الله عليه و آله بناى سقيفه را نهاد و خلافت را از مسير تعيين شدهء الهى - جلت عظمته - منحرف ساخت و در نتيجه آماده شد براى غير مولا بيعت بگيرد ، بىترديد مشرك است . نبايد اين نكته را فراموش كرد كه احكام ظاهرى اسلام بر آنان جارى است ؛ اما بيان كبراى قياس كه هر كس اينگونه باشد بايد به جهاد با او قيام كرد ؛ از آيهء شريفهاى كه صديقهء طاهره بعد از جملهء
أَشرَكتم بعدَ الإيمان
مىفرمايند ، استفاده مىشود . « 2 »
موانع قيام
متن : أَلا قد أَرى قَد أَخلَدْتم إلى الخَفضِ و أَبعدْتم مَن هُو أحقّ .
شرح : در اين فراز ، موانع قيام عليه حكومت جائر و علتهاى روانى آن قيام را بيان مىفرمايد :
گرايش به تن آسايى و دورى از حق
همانطور كه در بخش مفردات بيان شد ، « اخلاد » به معناى ركود و اعتماد نمودن است ، به تصور اين كه آن شىء و يا حالت ، ماندنى است . چون « خلود » مصونيت شىء از تباهى است و هر چه كه دير تباه شود ، عرب در مورد آن « خلود » را به كار مىبرد .
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 64 .
( 2 ) . اشاره به آيهء 13 سورهء توبه : « أَ لَاتُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ . . . » .