تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
قاعده بر اين است كه اگر - العياذ باللّه - بر طبق وعده‌اى كه فرموده بودند عمل نمىشد ، آن‌گاه از تصرف آن بزرگوار خارج مىكردند . اين شتاب در غصب فدك وجهى نداشت جز آن كه بيم داشتند كه عايدات سرشار فدك را به عنوان مصالح عامه ، در راه تشييد مبانى حكومت خود اختصاص دهند . از طرفى با گرفتن فدك با يك تير ، چند نشان زدند . از جمله اين كه زهراى طاهره - صلوات اللّه عليها - كه هم سندى محكم و عالى براى خلافت مولاى متقيان - صلوات اللّه عليه - بود و هم مىشد با اين وسيلهء محكم درمقابل انصار احتجاج نمود ، « 1 » را از دست مولاى متقيان عليه السلام خارج كردند و به هر دو مقصد نائل شدند . چه آن كه با غصب فدك ، منزلت رفيع اهل بيت عصمت و طهارت را - كه قرآن مىفرمايد : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ » « 2 » - زير سؤال بردند ؛ زيرا با گرفتن آن به مسلمين اعلان كردند ادعاى زهراى اطهر - صلوات اللّه عليها - كه فدك را پيامبر صلى الله عليه و آله به زهراى طاهره عليها السلام بخشيده بود - لااقل به عنوان ارث پدرى - اصلًا قابل طرح نيست ؛ حتى اگر براى تثبيت ادعاى خود شاهد هم بياورد ، تا چه برسد به خلافت ؛ زيرا كسى كه - العياذ باللّه - به ناحق ادعاى مالكيت سرزمينى را بنمايد و بر آن اصرار ورزد ، براى او بسيار ساده است كه چنانچه صلاح ديد ، براى پسر عمويش و شوهرش ادعاى خلافت نمايد . پس با غصب فدك دو امتيازى را كه اهل بيت عصمت و طهارت - سلام اللّه عليهم اجمعين - واجد آن بودند و ديگران ( انصار و بنىاميه ) داراى چنين امتيازى نبودند ، از دست آن بزرگواران خارج ساختند . آن دو امتياز عبارت بود از : طهارت و قداست آنان در قلوب مردم و داشتن سرمايهء مالى كه امكان شورش را براى آنان فراهم مىساخت . آنان با جعل روايت به مردم نشان دادند كه اهل بيت عليهم السلام ممكن است به ادعاى ناحق ، مالى را كه بايد در امور مهم دولت اسلامى مصروف گردد به ملك خود درآورند ، و
هامش
( 1 ) . چنانچه مولاى متقيان عليه السلام براى اتمام حجت ، اين كار را عملى كرد ، به اين صورت كه در به دو خلافت شوم ، با زهراىصديقه - سلام اللّه عليها - به در منازل مهاجرين و انصار مىرفتند و با آنها احتجاج‌هايى مىفرمودند . ( 2 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 33 .
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 527 | عز الدين حسينى زنجانى