تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
به پا خيزيد . از ضعيفان يارى جسته و زنان را به كمك خود مىخواند ؛ مانند ام طحال ( زن آلوده و فاسد ) كه از خويشاوندان خود آن كس را كه فاسد بود دوست مىداشت ! آن‌گاه ابن‌ابىالحديد مىگويد : از نقيب ابو يحيى جعفر بن يحيى پرسيدم : اين تعرض‌ها به چه كسى است ؟ گفت : تعرض نيست ، تصريح است . گفتم : اگر تصريح بود از تو سؤال نمىكردم . او خنديد و گفت : تعريض به على بن ابىطالب - صلوات اللّه عليه - است . گفتم : همهء اين توهين‌ها به على است ؟ گفت : آرى ، كجا هستى ؟ موضوع حكومت و سلطنت است . گفتم : مگر انصار چه مىگفتند ؟ گفت : برخى از آنان نام على را بردند ؛ ابوبكر ترسيد كه اوضاع منقلب گردد ؛ اين خطبه همه را خاموش كرد . « 1 » در اجراى برنامهء دوم و دراز مدت ، خليفه احدى از بنىهاشم را در سياست و ادارهء امور كشورى شركت نداد ؛ به خلافت بنىاميه كه آنان را به منصب‌هاى حساس گمارد . اين تصميم حساس در مورد بنىهاشم را مىتوان از گزارش گفت‌وگويى كه بين ابن عباس و عمر اتفاق افتاده به دست آورد . ابن عباس از وى درخواست فرماندارى شهر حمص را نمود . عمر گفت : اگر شما را به يك مركز مهم اسلامى منصوب نمايم بيم آن دارم پس از من تدبير خلافت آن‌گونه كه ترتيب داده‌ايم ، عملى نگردد . « 2 » از اين گزارش به خوبى استفاده مىشود كه برنامه طورى طرح ريزى شده بود كه در آينده هم بنىهاشم از صحنهء سياست حذف شوند . مىبينيم كه اين تصميم خانمان برانداز عليه خاندان نبوت چگونه عملى شد و چگونه خليفه از بازگشتن بنىهاشم به صحنهء سياست در هراس بودند كه راه بازگشت آنان را در زمان‌هاى بعد با تمهيد مقدماتى با گماردن بنىاميه در مناصب حكومتى بستند . در راستاى همين سياست است كه مىبينيم بنىاميه در دوران هر دو خليفه داراى مناصب عالى بودند ؛ مانند : يزيد بن ابىسفيان و
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 214 . ( 2 ) . تلخيص از مروج الذهب ، ج 2 ، ص 399 .