معاوية بن ابىسفيان . نيز از كيفيت تدبيرى كه عمر در طرح شورا ريخته بود معلوم بود كه هدف ، برگزيده شدن عثمان ، بزرگ خاندان بنىاميه و دشمن شمارهء يك خاندان بنىهاشم مىباشد .
خلاصه ، غرض هر دو خليفه آن بود كه بنىاميه به خلافت برسند . واضح است كه اين پذيرايىها از بنىاميه ، دشمن شمارهء يك خاندان بنىهاشم ، عبارت از انتقال خصومت از شكل فردى به خصومت پايدار و تحكيم آن در نسلهاى آينده . بدين سان آن دو خليفه ، نخستين سنگ بنياد خلافت بنىاميه را نهادند و با پايين آوردن مرتبهء خاندان بنىهاشم و تقويت دشمنان سرسخت آنان ، شعلههاى آتش را روشن ساختند (
تهيجُون جَمْرَتها
) ، و آن چنان به بانگ شيطان گمراه كننده با دل و جان گوش فرادادند كه در تاريخ نظير آن كم است (
تَسْتَجيبُونَ لِهُتافِ الشيطانِ الغويّ
) . هدف ديگر از الغاى امتيازهاى بنىهاشم آن بود كه مىخواستند اختصاص رسول اكرم صلى الله عليه و آله به آن خاندان را سلب نمايند و اسلحهء فكرى را - كه ممكن است بنىهاشم هر چند در زمانهاى دور ، به وسيلهء آن قيام كنند - از دست آنان بگيرند و نيز اسلحهء مادى محكم ديگرى كه مىتواند زمينه شورش بنىهاشم باشد فدك بايد از دستشان گرفته شود . به عبارت ديگر ، با طرد آنان از منصبهاى حكومتى و الغاى امتيازها ، آنچه كه آنان در مورد اين خاندان مىخواستند تأمين شد ؛ ولى از كجا معلوم كه بنىهاشم با در دست داشتن فدك ، در فرصت مناسب عليه دولتهاى دست نشانده قيام ننمايند ؟ براى حصول اطمينان بيشتر لازم ديدند كه فدك نيز از تصرف آنان خارج شود و اين وسيلهء اقتصادى و اسلحهء محكم در دست بنىهاشم نباشد . و گرنه چه اشكالى داشت ، آنان حكومت مىكردند و فدك هم در دست بنىهاشم مىماند ؟
دليل اين مطلب ، نقل ابن ابىالحديد از قول صديقهء طاهره عليها السلام است كه در مقابل ابىبكر وعده فرمود تمام عايدات فدك را در مصالح مسلمين مصرف نمايند . « 1 » با اين همه ، از پس دادن فدك سر باز زدند .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 80 .