حلال شمرد و لشكريانش تا سه روز در وسط مسجدالحرام مسلمانان را مىكشتند و سرانجام خانهء كعبه را با خاك يكسان نموده . و در ميان سنگهاى كعبه آتش برافروختند .
تا آن تاريخ چنين فاجعه و هتك حرمتى در اسلام اتفاق نيفتاده بود . « 1 »
باز در همان زيارت آمده :
و أَغارَتْ عَلى دارِ الهجرةِ يومَ الحرّة
؛ در روز « حرّه » به دارالهجره هجوم برده شد . دربارهء آن فاجعهء تاريخى مسعودى در مروج الذهب مىنويسد :
وقتى كه ستمِ يزيد و كارگزاران وى فراگير شد و كفر وى در نتيجهء كشتن فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله و شراب خوارى و فرعونيت وى ظاهر شد - بلكه فرعون در رفتار با رعيت خود از يزيد عادلتر بود - مردم ، استاندار وى ( عثمان بن محمد بن ابىسفيان ) و مروان بن حكم و ساير بنىاميه را از مدينه اخراج كردند . . . .
يزيد در اقدامى تلافى جويانه ، سپاهى از شام به فرماندهى مسلم بن عقبه مرى به طرف مدينه فرستاد . . . . وقتى سپاه به « حره » « 2 » رسيد ، مردم آنجا - كه در ميان آنان عبدالله بن مطيع عدوى و عبدالله بن حنظله غسيل الملائكهء انصارى بود - با آن سپاه به جنگ پرداختند . جنگ بزرگى در گرفت و عدهء زيادى از مردم در اين جنگ كشته شدند .
از بنىهاشم و قريش و انصار ، از آل ابىطالب ، عبدالله بن جعفر بن ابىطالب و جعفر بن محمد بن على بن ابىطالب كشته شدند . از ساير مردم چهار هزار نفر كه شناسايى شده بود كشته شدند . از مردم بيعت گرفتند كه عبدِ خالصِ يزيد بن معاويه هستند . اسبهاى خود را در مسجد رسول الله صلى الله عليه و آله بستند و اسبها ، مسجد را آلوده كردند و هزار دختر از زنا حامله شدند . « 3 »
( اين بخش از زيارت :
و أبرزتْ بنات المهاجِرينَ و الأنصار . . .
به همين مطلب اشاره دارد . )
با بيان اين مطالب ، روشن شد كه مسئوليت اين همه گناه و گناههاى بعدى
هامش
( 1 ) . همان ، ج 4 ، ص 79 .
( 2 ) . الحَرّة : زمينى كه داراى سنگهاى سياه باشد و « حرّةء مدينه » از آن است .
( 3 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 68 و 69 .