بر معاويه و يزيد و وليد بن يزيد بن عبدالملك تطبيق شد . تا جايى كه حجاج بن يوسف در زمان عبدالملك بن مروان به خليفه گفت : « خليفة اللّه ! » و گفت : خلافت ، مقامى والاتر از نبوت است و آسمان و زمين با خليفه استوار است و خليفه نزد خدا بالاتر از ملائكهء مقربين است . سؤال شد : چگونه خلافت بالاتر از نبوت است ؟ در جواب گفت : آيا جانشين شخص مهمتر است يا كسى كه پيام او را مىبرد ؟
خالد بن عبدالله قسرى ( فرماندار مكه ) از طرف هشام بن عبدالملك گفت : هشام - العياذ بالله - بهتر از پيامبراست . « 1 » تا آنجا كه « اولوالامر » به وليد بن يزيد بن عبدالملك ، معروف به سكّير بنىمروان منطبق شد . شبى قرآن را باز كرد . ديداول صفحه اين آيه است .
« وَاسْتَفْتَحُوا وَخابَ كُلُّ جَبّارٍ عَنِيدٍ * مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ » . « 2 » فرمان داد قرآن را آويختند و تير و كمان را گرفت و قرآن را تيرباران نمود و گفت :
أتُوعِدني بِجبّارٍ عنيد * فَها أنا ذاكَ جبّارٌ عنيد
اذا لا قيتَ ربّكَ يومَ حشر * فَقُل لِلّه : مَزَّقَني الوليد « 3 »
آيا مرا تهديد مىكنى كه ستمگر معاندى هستم ؟ آرى ، من همان هستم . اگر پروردگارت را در قيامت ديدى بگو : مرا وليد پاره كرد .
سرآغاز استخفاف اسلام
اساس استخفاف اسلام و ايمان در زمان خلفاى سه گانه يعنى بنيانگذاران سلطنت بنىاميه آغاز شد . گرچه در اين باره در كتابهاى كلامى شيعه مفصل بحث شده ولى ما به جهت اختصار به تاريخ تمدن اسلامى تأليف جرجى زيدان بسنده مىكنيم :
طلب الأُمَويونَ الخلافةَ لأنفسِهِم و همْ يَعلَمون أنّ أهلَ البيتِ أحقُّ بها مِنهم ؛ « 4 »
آنگاه كه بنىاميه خلافت را براى خود دست و پا مىكردند ، خود خوب مىدانستند كه
هامش
( 1 ) . تاريخ التمدن الاسلامى ، ج 4 ، ص 364 ، به نقل از الاغانى ، ج 19 ، ص 630 .
( 2 ) . ابراهيم ( 14 ) آيات 15 - 16 .
( 3 ) . تتمة المنتهى ، ص 91 ؛ تاريخ التمدن الاسلامى ، ج 4 ، ص 364 .
( 4 ) . تاريخ التمدن الاسلامى ، ج 4 ، ص 362 .